ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٣ - ٤ - امام(ع) تذكار مىدهد، كه درخواست آمرزش از خداوند براى هر گناه كوچك و بزرگ واجب است
توفيق اداى آن، خود نعمتهاى ديگرى است، كه ما در شرح خطبه اوّل به آنها اشاره كردهايم، ضمنا در اين جا احتمال مىرود كه مراد، شكر بارى تعالى نسبت به بندگان شكر گزارش باشد، چنان كه فرموده است: «فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ [١]» يعنى: خداوند شكر گزار و آگاه است. در اين صورت پيداست كه اتّصال نعمت به شكر، در چه درجهاى از تفضّل وجود و بخشش قرار دارد، زيرا آنچه ميان مردم، متعارف و معمول مىباشد اين است كه شكر از جانب كسى به عمل مىآيد كه به او احسان شده است، اما شكر از جانب احسان كننده خود احسانى ديگر و بخششى والاتر است.
(٢٣٣٤٧- ٢٣٣٤١)
٢- اين كه امام (ع) خداوند را در برابر نعمت و بلا يكسان ستايش مىكند،
براى اين است كه لزوم آن را گوشزد فرمايد، زيرا نعمت گاهى بلاست چنان كه خداوند متعال فرموده است: «وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً» و نيز گاهى بلا نعمت است، زيرا موجب استحقاق ثواب آخرت مىشود، و آنچه سبب نعمت شود نيز نعمت خواهد بود از اين رو همان گونه كه شكر نعمت واجب است شكر بر بلا نيز واجب مىباشد، و همه نعمتهاى اوست.
(٢٣٣٦١- ٢٣٣٤٨)
٣- امام (ع) گوشزد مىفرمايد كه براى تربيت و تهذيب نفس و رام كردن آن،
استعانت و يارى جستن از خداوند ضرورى است، زيرا نفس انسان نسبت به انجام دادن اوامر إلهى در مقايسه با وظايف ديگرى كه دارد، سست و كند و دير كوش است، و لازم است كه انسان در مقابل اين طبيعت، مقاومت و ايستادگى كند، همچنين براى ارتكاب گناه، سريع و شتابكار است، زيرا گناه مقتضاى طبع اوست.
(٢٣٣٧٧- ٢٣٣٦٢)
٤- امام (ع) تذكار مىدهد، كه درخواست آمرزش از خداوند براى هر گناه كوچك و بزرگ واجب است
همان گناهانى كه علم خداوند به آنها احاطه دارد و
[١] سوره بقره (٢) آيه (٥٨) يعنى: خداوند شكر گزار (پاداش دهنده) و آگاه است.