ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٦٥ - سپس فرموده است فإن شبهته بما تا كل ربيع
شموس (خورشيدها) را براى آنها استعاره كرده است
(٣٥٠٧١- ٣٤٧٤٨)
سپس فرموده است: فإن شبّهته بما ... تا كلّ ربيع.
وجه شباهت رنگهاى جوراجور پر و بال و دم و يال طاوس به گلهاى بهارى، اجتماع رنگهاى گوناگون و زيبايى و خرّمى و تر و تازگى آنهاست، و همينها نيز وجه مشابهت آن به جامههاى پر نقش و نگار، و بردهاى دل انگيز يمانى، و زر و زيور آلات و نگينهاى رنگارنگى است كه در ميان نقره جا داده شده و به انواع جواهر آراسته و همچون تاجى مرصّع در آن ميان باشد.
پس از اين امام (ع) از خراميدن و آواز و قهقهه طاوس سخن مىگويد، و اين هنگامى است كه اين مرغ، به پر و بال رنگين خود مىنگرد، و به زيبايى جامه پر نقش و نگار خود به شگفت مىآيد، واژههاى ضحك (خنده) و قهقهه (خنده صدا دار) و سربال (جامه) همه استعارهاند، اين كه فرموده است زمانى كه طاوس به پاهايش مىنگرد و به سبب مشاهده زشتى و باريكى پاهاى خود مانند دردمندان فرياد مىكشد و پس از اظهار كبر و غرور ابراز فروتنى و زبونى مىكند نيز همه بر سبيل استعاره است، و اين كه پاهاى طاوس به پاهاى خروس خلاسىّ تشبيه شده به سبب باريكى و درازى و ناهموارى و برآمدگى پشت پاى آن است، و در ادامه اين سخنان به ناخن پشت پا و كاكل آن اشاره مىكند، كاكل طاوس عبارت از پرهاى اندك و درازى است كه در ميان پرهاى سر طاوس به رنگ سبز و پر نقش و نگار تقريبا در قسمت ثلث عقب سر آن ظاهر مىگردد، و در باره گردنش محلّ برآمدگى آن را به ابريق تشبيه مىكند كه وجه شباهت آن روشن است، همچنين از فرق سر تا شكمش در سياهى و برّاقى رنگ وسمه و يا ديباى سياهرنگى را دارد كه آن را پوشيده و مانند آيينه صيقلى شده، و با درخشندگى به تابش و نمايش در آمده، و يا همچون چادر سياهى است كه بر خود پيچيده باشد، جز اين كه بيننده به سبب بسيارى شادابى و درخشندگى، آن را آميخته به رنگ سبز تر و تازهاى مشاهده مىكند.