ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٠٨ - فرموده است أضاءت به البلاد بعد الضلالة
است، منظور از نادانى و جهالتى كه بر بيشتر مردم غلبه داشته عدم خداشناسى و نبودن در راهى است كه به او منتهى مىشود، همچنين ندانستن كيفيّت نظام زندگى بگونهاى كه آن حضرت بيان فرموده و اسلام مقرّر داشته است، مراد از جفوة الجافية درشتخويى و سنگدلى عرب و عادت آنها به خونريزى و كشتار است صفت جافيه كه از جفوة مشتقّ و صفت براى آن آمده از باب مبالغه و تأكيد است، و منظور از آن بيان شدّت جفا و بد رفتارى و ستمگرى ميان عرب در اين زمان است.
در جمله و النّاس يستحلّون الحريم، واو براى حال و عامل آن فعل أضاءت مىباشد، همچنين است جمله يستذلّون الحكيم، ظاهرا عرب از دير زمان تاكنون بر اين عادت بوده، كه هر كس از آنها كناره مىگرفت، و از غارت و چپاول و ايجاد فتنه و فساد خوددارى مىكرد، او را خوار و زبون مىشمردند، و براى آن كه او را بدين كارها وادارند به او نسبت ترس و ناتوانى مىدادند. و يحيون على فترة يعنى اينها در حال انقطاع وحى و در دوران نبودن رسولان زندگى مىكردند، و اين دورانى است كه خيرات معنوى منقطع است، و مردم با بيمارى جهل از دنيا مىروند، واژه كفره در جمله و يموتون على كفرة مصدر مرّه است براى كفر مردم هر قرن به سبب نداشتن رهبر و پيامبر.
پس از اين امام (ع) به شنوندگان هشدار مىدهد كه هنگام وقوع حوادث تلخ آينده نزديك است، و آنها مانند نشانه كه تيرها به سوى آن روانه مىشود، هدف و نشانه اين حوادثند، واژه غرض را كه به معناى نشانه است براى مردم استعاره آورده است، و چون پيدايش فتنهها و بروز حوادث مانند از ميان رفتن گروهى و نابود شدن جماعتى نتيجه آمادگى آنها براى اين وقايع، و به مقتضاى استعداد آنهاست، و بزرگترين اسباب آمادگى براى نزول بلا فراموشى از ياد خدا، و سرگرم شدن به نعمتها و لذّات دنياست، واژه سكرات را كه به معناى سرمستيهاست براى غفلتهاى حاصل از اين احوال استعاره فرموده است. سپس امام (ع) دستور مىدهد كه