ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٤٩ - ترجمه
را ديوانگى فرا گرفته در صورتى كه آنان را امرى بس بزرگ به خود مشغول داشته است.
اينان به اعمال اندك خشنود نمىشوند، و اعمال بسيار خود را زياد نمىشمرند، آنان پيوسته خود را متّهم به تقصير مىكنند و از كردار خويش بيمناكند، اگر يكى از آنها را بستايند، او از آنچه در بارهاش گفته شده در هراس مىافتد و مىگويد: من از ديگران به حال خويشتن آگاهترم، و پروردگارم از من به من داناتر است، پروردگارا! مرا به آنچه مىگويند بازخواست مكن، و مرا برتر از آنچه گمان مىكنند قرار ده، و گناهان مرا كه نمىدانند بر من ببخش.
نشانه هر يك از آنها را كه بنگرى اين است:
در دين نيرومند، در نرمخويى دور انديش، در ايمان داراى يقين سرشار، در به دست آوردن دانش حريص، با داشتن علم بردبار، در توانگرى ميانهرو، در بندگى حقّ تعالى خاشع، در عين تنگدستى آراسته، در سختى شكيبا، در به دست آوردن حلال كوشا، در طريق هدايت چالاك و از طمع بر كنار است، با اين كه اعمال شايسته انجام مىدهد بيمناك است، چون روز را به شام مىرساند همه كوشش او شكر و سپاس خداست، و هنگامى كه شب را به روز در آورد تمامى انديشه او ذكر و ياد اوست، شب را ترسان مىگذراند، و روز را شادمان آغاز مىكند، ترس او از وقوع غفلت، و شادمانى او به سبب فضل و رحمت خداست كه به او رسيده است، اگر نفس او در تحمّل آنچه ناخوش مىدارد سركشى و نافرمانى كند خواهش آن را نسبت به آنچه دوست مىدارد برآورده نمىكند، روشنى چشم او در چيزى است كه جاودانى است و زهد و وارستگى او در آن چيزى است كه ناپايدار و فانى است.
او بردبارى و دانش را به هم آميخته و گفتار را با كردار قرين ساخته است، او را مىبينى كه آرزويش كوتاه، لغزش او كم، دلش خاشع، نفسش قانع، خوراكش اندك، كارش آسان و دين وى محفوظ است، شهوتش از ميان رفته و خشم خود را فرو خورده است، خير او مورد اميدوارى و از شرّ او ايمنى