ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦١٣ - شرح
به ميان مردم در آمد و به آواز بلند ندا داد كه اى مردم سخن كوتاه كنيد و خاموش شويد، مردمان براى او سكوت كردند، آن گاه عايشه گفت: همانا امير المؤمنين عثمان در سنّتها، دگرگونيها و بدعتهايى پديد آورد، ولى همين كه با آب توبه به شستشوى اعمال نارواى خود پرداخت مظلوم و توبه كار كشته شد، و تنها به اين سبب بر او خشمگين شدند كه با تازيانه مىزد و جوانان را امير و حاكم مىكرد و دسته محدودى را زير نظر و حمايت خود داشت، از اين رو او را به ناحقّ در ماه حرام و شهرى كه رعايت حرمت آن واجب است مانند شتر به قتل رسانيدند، آگاه باشيد قريش خودش را نشانه تيرهايش قرار داده، و دستهايش را نانخورش خويش ساخته و با كشتن عثمان به چيزى دست نيافته، و راه درستى را نپيموده است، آگاه باشيد به خدا سوگند بر قريش حوادث ناگوار و بلاهاى سختى وارد خواهد شد آن چنان كه خفته را بيدار كند و نشسته را بر پاى دارد، طايفهاى بر آنها چيره خواهد شد كه بر آنها رحم نمىكند و آنها را به بدترين عذاب دچار مىسازد، اى مردم! گناه عثمان به آن اندازه نرسيده بود كه كشتن او را واجب گرداند و شما مانند جامهاى كه شسته شود خون او را محو كرده از ميان برديد، آرى شما به او ستم كرديد و پس از آن كه توبه كرده و از گناه بيرون آمده بود او را كشتيد، سپس بىمشورت مردم از طريق زور و غلبه و بر خلاف حقّ خلافت را به فرزند ابو طالب منتقل و با او بيعت كرديد، آيا شما مىپنداريد كه من براى تازيانه عثمان و زبان او از شما جانبدارى و به وى خشمناك مىشوم، ليكن در برابر شمشيرهاى شما كه بر عثمان فرود آمد خشمگين نمىشوم؟ هان اى مردم، عثمان مظلومانه كشته شده است، كشندگان او را بخواهيد و پس از آن كه بر آنها دست يافتيد همگى آنان را بكشيد، سپس خلافت را بر عهده شورايى بگذاريد كه افراد آن از گروهى باشند كه امير المؤمنين عمر آنها را برگزيده بود، و آنانى كه در ريختن خون عثمان شركت داشتهاند نبايد در اين شورا داخل شوند، راوى گفته است: در اين هنگام جمعيّت به تلاطم در آمد و اوضاع درهم شد، گروهى مىگفتند: سخن درست همين است،