ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠٠ - شرح
و اى پروردگار اين زمين كه آن را جاى آرميدن مردمان و محلّ حركت خزندگان و گزندگان خرد و كلان و چهار پايان و انواع آفريدگان بىشمار خود از آنچه ديده مىشود و آنچه ديده نمىشود گردانيدهاى.
و اى پروردگار كوههاى استوارى كه آنها را ميخهاى زمين قرار داده و پناهگاه آفريدگان خود ساختهاى، اگر ما را بر دشمنانمان پيروز فرمايى، ما را از ستم و تعدّى بر كناردار، و بر راه حقّ استوار گردان، و اگر آنان را بر ما چيره گردانى شهادت را روزى ما فرما، و از فتنه شكّ و بد دلى ما را نگه دار.
كجايند آنانى كه براى آنچه محافظت از آن واجب است سر سختانه دفاع مىكنند، و كجايند آن غيرتمندانى كه در هنگام نزول بلاها و روبرو شدن با سختيها پاسدارى و پايدارى مىورزند. ننگ در پشت سر شما و بهشت در پيش رويتان است.»
[شرح]
(٣٦١٣١- ٣٦١٠٠) امير مؤمنان (ع) پروردگار را به نام اين كه آفريننده آسمان و زمين است مىخواند، زيرا آيات و نشانههاى او كه گوياى كمال عظمت و لطف وى به آفريدگانش مىباشد در آسمان و زمين جلوهگر است، از اين رو بدين گونه خدا را خواندن، دل را آمادگى و تن را توانمندى مىدهد تا غلبه و پيروزى را بر دشمن به دست آورد، منظور از سقف مرفوع آسمان است و مراد از جوّ مكفوف نيز همين است و در خطبه نخست نيز بدين اشاره شده است، اين كه فرموده است: آسمان محلّ پيدا و پنهان شدن شب و روز است، زيرا جنبش افلاك مستلزم حركت خورشيد بر روى زمين است و اين موجب پنهان شدن شب، و از ادامه حركات زمين و جنبش خورشيد نيز روز ناپديد مىشود، به همين سبب آسمان همچون نهانگاه شب و روز مىباشد، و واژه مغيض را براى آنها استعاره آورده است كه آسمان محلّ گردش خورشيد و ماه و آمد و شد ستارگان سيّار است آشكار است، ولى اين سخن دلالت بر آن ندارد كه گردش ستارگان ذاتى آنها بوده و آسمان را جنبش و حركتى نيست، منظور از گروه فرشتگانى كه بدانها اشاره فرموده ارواح فلكى است كه