ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠١ - شرح
اجرام آسمانى را به حركت در مىآورند، و پيش از اين نيز به آنها اشاره و در خطبه نخست بيان شده كه اين فرشتگان از پرستش خدا و اداى وظيفه بندگى خسته و فرسوده نمىشوند.
(٣٦١٥٤- ٣٦١٣٢) پس از اين امام (ع) خداوند را بر حسب اين كه پروردگار زمين است مىخواند، پروردگارى كه زمين را گسترانيده و جاى آرميدن مردمان، و محلّ جنبش جانداران خرد و كلان و چهار پايان و انواع آفريدگان بىشمارى قرار داده كه بعضى ديده مىشوند و برخى از چشم ما پنهانند، يكى از دانشمندان گفته است: اگر كسى بخواهد حقيقت گفتار امير مؤمنان را بداند در آن جا كه فرموده است: جانوران گوناگون بىشمارى كه ديده مىشوند و ديده نمىشوند، در يكى از شبهاى تابستانى در بيابان اندكى آتش روشن كند و بنگرد كه چه جانداران گوناگون ناشناختهاى با شكلهاى ترسآور گرد آن آتش را مىگيرد كه نه او آنها را پيش از اين ديده و نه جز او. بارى محتمل است منظور امام (ع) از آفريدگانى كه ديده نمىشوند جاندارانى باشد كه به سبب خردى و يا باريكى به چشم در نمىآيند.
(٣٦١٦٥- ٣٦١٥٥) سپس امام (ع) خداوند را بر حسب اين كه آفريننده كوههاست ندا مىكند، معناى اين را كه كوهها ميخهاى زمينند پيش از اين دانستهايم، و اين كه تكيهگاه مردمند براى اين است كه بشر در آنها سكنا مىگزيند و خانه خود را با استفاده از آنها بنا مىكند، و سودهايى كه از نظر انواع درختان و ميوهها و ديگر چيزها از كوهها به دست مىآيد هرگز از دشتها و درّهها حاصل نمىشود، همچنين معدنها در دل كوهها نهفته شده است و چشمهها از اندرون آنها جوشان و سرازير مىگردد، بنا بر اين روشن است كوهها كه چراگاه دامها و مركز منافع مردم و براى آنان تكيهگاه و پشتوانه است.
(٣٦١٨٦- ٣٦١٦٦) پس از اين امير مؤمنان (ع) از خداوند درخواست مىكند كه اگر بر دشمن پيروز شود او را از دست زدن به بغى و ستم بر كنار دارد، بغى به معناى ستمگرى و