ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٨٦ - فرموده است و خلاكم ذم
كه نبايد سنّتهاى آن حضرت رها شود وصيّت مىكند، اين كه امام (ع) نام خدا را بر نام پيامبر (ص) مقدّم داشته، چنان كه اشاره كرديم براى اين است كه بر طبق علم بيان مقدّم داشتن اهمّ بر مهمّ واجب است، پس از اين، گفتار خود را در باره پيروى از توحيد خالص و تمسّك به سنّتهاى نبوى تأكيد مىكند، واژه عمودين را براى اين دو امر استعاره آورده است، و با واژه أقيموا ترشيح داده است، همچنين لفظ مصباحين را استعاره، و إيقاد (افروختن) را ترشيح آن قرار داده است، استعاره نخست بدين مناسبت است كه اسلام و نظام امور مسلمانان در باره معاش و مسائل معاد بر پايه توحيد خداوند و آنچه پيامبر (ص) از جانب او براى مردم آورده قرار دارد همان گونه كه خيمه و خرگاه بر پايه و عمود آن بر پا و استوار است، مناسبت استعاره دوّم اين است كه اعتقاد به يگانگى خداوند و پيروى از احكام دين كه موجب هدايت به راه حقّ، و رهايى از تيرگيهاى جهل است، انسان را به جوار قرب خداوند و جنّات نعيم او مىكشانند كه مطلوب حقيقى مىباشد، همچنان كه چراغ، در تاريكى شب، انسان را در راهى كه به سوى مقصد مىسپارد راهنمايى مىكند.
(٢٩٧٤٧- ٢٩٧٤٥)
فرموده است: و خلاكم ذمّ.
خلا در اين جا به معناى عدا (ترك كرده است) مىباشد، و اين جمله در حكم مثل است، يعنى: تا هنگامى كه بر توحيد خداوند و سنّت پيامبرش (ص) پايداريد نكوهشى متوجّه شما نيست، و نخستين كسى كه اين مثل گونه را گفته است، قصير هم پيمان جذيمه است كه هنگامى كه عمرو بن عدّى پسر خواهر جذيمه را تشويق كرد كه از طايفه زباء انتقام بگيرد، عمرو گفت: چگونه براى من چنين چيزى ممكن است و حال آن كه قبيله زباء از عقاب در فضا بلند پروازتر، و دست يافتن بر آنها از هر چيز دشوارتر است، قصير گفت: تو آن را بخواه و در اين حال نكوهشى متوجّه تو نيست.