ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٥٨ - شرح
پنجگانه احساس مىشود، سپس در گفتار خود: بل كيف يتوفّى الجنين تا ... فى أحشاها از چگونگى قبض روح جنين در شكم مادرش مىپرسد، و اين پرسش از طرف آن حضرت تجاهل العارف است، در اين بيان، قول حقّ و درست كه عبارت از اين است كه جنين به فرمان پروردگارش دعوت فرشته مرگ را اجابت مىكند در وسط اقسام احتمالات ياد شده قرار داده شده است، تا جاهل در اين ميان دچار حيرت و ترديد شود و بكوشد حقّ را دريابد.
امام (ع) پس از اين كه با اين گفتار روشن مىكند كه انسان نمىتواند فرشته مرگ را توصيف كند و بشناسد عظمت پروردگار را نسبت به آن فرشته يادآورى كرده، مىفرمايد: انسانى كه از شناخت مخلوقى همچون خودش (ملك الموت) ناتوان است، به طريق اولى نمىتواند آفريدگار و پديد آورنده خود را كه فاصله وجودى وى با او از هر چه تصوّر شود بيشتر است بشناسد و توصيف كند، اين مطلب را مىتوان بدين صورت خلاصه كرد، كه مطابق آنچه در مورد فرشته موكّل مرگ و چگونگى احوال او روشن كرديم، انسان از اين كه بتواند مخلوقى مانند خودش را بشناسد ناتوان است، و هر كس از شناخت مخلوقى مانند خودش ناتوان باشد، از اين كه بتواند خالق و به وجود آورنده خود را توصيف كند ناتوانتر است.
به منظور اشارهاى گذرا به حقيقت مرگ، و بيان آنچه به خواست خداوند ممكن است تا حدّى روشنگر اوصاف فرشته موكّل مرگ باشد مىگوييم:
بايد دانست كه حقيقت مرگ، مطابق آنچه از اخبار و احاديث استفاده مىشود، و تحقيق و بررسى، گواهى مىدهد، جز تغيير حالتى نيست، و آن عبارت است از جدايى روح از بدنى كه در حقيقت به منزله آلتى در دست صنعتگر مىباشد، و همچنان كه براهين عقلى در مباحث مربوط به اين موضوع، و نيز احاديث نبوى ثابت مىكند روح، پس از مفارقت از بدن، باقى و پايدار است، و در واقع معناى جدايى روح از بدن، قطع تصرّفات و مداخله آن در بدن به علّت از