جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٩٤ - غزل ٦٩ در اين زمانه، رفيقى كه خالى از خل است
|
بال بگشا و صفير از شجر طوبى زن |
حيف باشد چو تو مرغى كه اسير قفسى![١] |
|
|
نه من ز بىعملى، در جهان ملولم و بس |
ملالتِ علما هم، ز علمِ بىعمل است |
|
آرى، سالكى كه به وظائف مخصوص خود عمل نكند و تنها به گفتار عاشقانه و عارفانه اكتفا نمايد، سخنورى است كه جز ملالت روحى نخواهد داشت، چنانكه علمايى كه به علم خود عمل نمى نمايند مبغوض درگاه الهى مى باشند و از دانش خويش جز ملالت و خستگى بهره اى نمى برند كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ؟ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ»[٢]: (اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چرا چيزى را كه انجام نمى دهيد، مىگوييد؟ چه بسيار بد است نزد خداوند اينكه آنچه را كه انجام نمى دهيد، بگوييد.- همچنين:
٥٦٩
«لايَقْبَلُ اللّهُ- عَزَّ وَجَلَّ- عَملًا إلّا بِمَعْرِفَةٍ، وَلا مَعْرِفَةً إلّا بِعَمَلٍ؛ فَمَنْ عَرَفَ، دَلَّتْهُ الْمَعْرِفَةُ عَلَى الْعَمَلِ، وَمَنْ لَمْ يَعْمَلْ، فَلا مَعْرِفَةَ لَهُ إنَّ الإيمانَ بَعْضُهُ مِنْ بَعْضٍ.»
[٣]: (خداوند- عزّ وجلّ- هيچ عملى را نمى پذيرد مگر اينكه همراه با شناخت باشد، و شناختى نيست مگر همراه با عمل و كردار: بنابراين، هركس شناخت، شناخت و معرفتش او را بر عمل و كردار راهنمايى مى كند، و هركس عمل ننمود، هيچ معرفت و شناختى براى او نخواهد بود. همانا بخشى از ايمان از بخشى از آن است [و همه با هم ايمان را تشكيل مى دهند.].- نيز:
٥٧٠
«أوْضَعُ الْعِلْمِ ما وَقَفَ عَلَى اللِّسانِ.»
[٤]: (پستترين دانش، علمى است كه بر زبان باز ايستد [و از آن به سوى عمل و كردار تجاوز ننمايد.] در مقابل حاصل علمى كه عمل به آن ضميمه گردد، نور و سرور و شهود مى باشد كه:
٥٧١
«خَيْرُ
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥٨٣، ص ٤١٨.
[٢] - صف: ٢- ٣.
[٣] - بحار الانوار، ج ١، ص ٢٠٦، روايت ٢.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٦.