جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢١٣ - غزل ٨٤ بحرى است بحر عشق كه هيچش كناره نيست
بهترين لحظه و گرامىترين دَمْ براى تو خواجه! هنگامى است كه آن را به عشق معشوق حقيقى بگذرانى، اگرچه ديدارت حاصل نشده باشد، و آن محتاج استخاره و اينكه آن را اختيار كنم يا نه ندارد، و بگو:
٦٦٩
«اللّهُمَّ! إنّى أجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ إلَيْكَ مُشْرَعَةً، وَمَناهِلَ الرَّجآءِ لَدَيْكَ مُتْرَعَةً ... وَقَدْ عَلِمْتُ أنَّ أفْضَلَ زادِ الرّاحِلِ إلَيْكَ عَزْمُ إرادَةٍ يَخُتارُكَ بِها، وَقَدْ ناجاكَ بِعَزمِ الإرادَةِ قَلْبى»
[١]: (خداوندا! براستى كه من راههاى خواسته و حوايج [بندگان] را به تو روشن، و آبشخورهاى اميدوارى به درگاهت را پر آب و لبريز مى يابم ... و دانستهام كه بىگمان برترين توشه كسى كه به سوى تو كوچ مى كند، اراده و تصميمى جدّى است كه بدان تو را بر مى گزيند. و بدرستى كه دلم با اراده و تصميم جدّى با تو در مناجات مى باشد.- بگو:
٦٧٠
«إلهى! فَاسْلُك بِنا سُبُلَ الْوُصُولِ الَيْكَ، وَسيّرنا فى أقْرَبِ الطُّرُقِ لِلْوُفُودِ عَلَيْكَ، قَرّبْ عَلَيْنَا الْبَعيدَ، وَسَهِّلْ عَلَيْنَا الْعَسيرَ الشَّديدَ»
[٢]: (معبودا! پس ما را در راههاى وصول و رسيدن به درگاهت رهسپار ساز و در بهترين راههاى بار يافتن بر خويش راهى گردان، دور را بر ما نزديك، و [كار] دشوار و سخت را بر ما آسان گردان.- به گفته خواجه در جايى:
|
گر مساعد شودم دايره چرخِ كبود |
هم بدست آورمش باز به پرگارِ دگر |
|
|
يار اگر رفت وحقِ صحبتِ ديرين نشناخت |
حاشَ لِلّه! كه روم من ز پى يار دگر[٣] |
|
|
ما را به منعِ عقل، مترسان و مِىْ بيار |
كآن شحنه در ولايتِ ما، هيچ كاره نيست |
|
آرى، حضرت دوست عقل بشر را چون داروغه و محافظى قرار داده، تا وى با آن به خطا و صواب رهنمون شود؛ كه:
٦٧١
«ألْعَقْلُ رَسُولُ الْحَقّ»
[٤]: (عقل پيك و گسيل داشته.
[١] - اقبال الاعمال، ص ٦٧٨.
[٢] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٧.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٠٣، ص ٢٣٦.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب العقل، ص ٢٥٥.