جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٢١ - غزل ٧٢ ساقيا! آمدن عيد، مبارك بادت!
«وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ: أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟!»[١]: (و ايشان را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟- دولت ازلىات بوده، خداوند از چشم زخمت نگه دارد و از بلاى بدانديشان و حسودان كه نمى توانند تو را بدين منزلت ببينند در امان باشى.
بخواهد با اين بيان به خود خطاب كرده و بگويد: به شكرانه اين نعمت كه ارزانىات داشتهاند، ياد محبوب را همواره در خاطر خود نگاهدار. به گفته خواجه در جايى:
|
خيالِ روى تو در هر طريق، همرهِ ماست |
نسيم موى تو، پيوندِ جان آگه ماست |
|
|
به رغم مدّعيانى كه منع عشق كنند |
جمال چهره تو، حجّتِ مُوَجَّه ماست |
|
|
اگر به زُلف دراز تو دست ما نرسد |
گناهِ بختِ پريشان و دستِ كوته ماست[٢] |
|
لذا مى گويد:
|
حافظ! از دست مده صُحْبتِ آن كِشتىِ نوح |
ورنه طوفانِ حوادث، ببرد بنيادت |
|
اى خواجه! اگر مى خواهى كه از خطرات و حوادث و تفرقه مصون و محفوظ باشى، از ياد و مراقبه حضرت دوست غافل مشو، كه طوفان حوادث جهان طبيعت بنيادت خواهد برد و ميثاق ازلىات را به ياد نخواهى آورد.
و ممكن است بيت ختم در معنا، مستقلّ باشد. بخواهد بگويد: اى خواجه! اگر مىخواهى از خطرات و حوادث طريق الى اللّه مصون بمانى، دست از دامان اهل بيت پيغمبر ٦ برمدار؛ كه:
٥٩٩
«إنَّما مَثَلُ أهْلِ بَيْتى فى هذِهِ الامَّةِ كَمَثَلِ سَفينَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَها نَجا، وَمَنْ تَرَكَها هَلَكَ.»
[٣]: (بى گمان مَثَل اهل بيت و خاندان من در اين امّت، همانند كشتى نوح [٧] است، هركس بر آن سوار شد، نجات يافت و هركس آن را ترك نمود، نابود گشت.- همچنين:
٦٠٠
«أللّهمَّ! صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، ألْفُلْكِ الْجارِيَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، يَأْمَنُ
[١] - اعراف: ١٧٢.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٦٨، ص ٨٣.
[٣] - بحار الانوار، ج ٢٣، ص ١٢١، روايت ٤٣.