جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٢٥ - غزل ١١٠ المنة لله! كه در ميكده باز است
از اين غزل بر مى آيد، كه خواجه را شهودى دست داده، و تا زمانى كه اين ابيات را مى سروده، دوام داشته، از آن مشاهده و حالات خود خبر داده و شكر گذار بوده، و مى گويد:
|
الْمِنَّةُ لِلّه! كه دَرِ ميكده باز است |
وين سوخته را بر دَرِ او روىِ نياز است |
|
خدا را شكر! كه اكنون ميان من و معشوق حجابى وجود ندارد، و به قربش مرا نپذيرفته، و سوخته هجرانش مى تواند از شراب تجلّياتش با شهود ملكوت مظاهرش بهرهمند گردد، و نيازمندى خود را به درگاهش بازگو نمايد.
آرى، حضرت محبوب، هيچگاه در كنار آفريده هايش جلوه نكرده و نخواهد كرد، آنان تجلى گاه اويند؛ كه: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ»[١]: (و هيچ چيز نيست مگر اينكه گنجينه هايش نزد ماست.)، و پرتوى از كمالاتش را در صورت ظاهر خلقىشان ظهور داده؛ كه: «وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»[٢]: (و ما جز به اندازه معيّن آن را [به عالَم خلق] فرو نمى فرستيم.)، و چون انسانى خود را در مقام عبوديّت قرار مىدهد و به اخلاص در عمل مى پردازد، حجاب خلقيّت از ديده دلش بر كنار مىشود، و به «خزائن» به قدر ظرفيّتش راه پيدا مى كند، و مى گويد: «الْمِنَّةُ لِلّه! كه دَرِ ميكده باز است» و مى گويد:.
[١] - حجر: ٢١.
[٢] - حجر: ٢١.