جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٨٩ - غزل ١٠٥ مدامم مست مى دارد نسيم جعدگيسويت
بنمايان؛ كه:
٨٠٧
«إلهى! أسْأَلُكَ، مَسْألَةَ الْمِسكينِ الَّذى قَدْ تَحَيَّرَ فى رَجاهُ، فَلا يَجِدُ مَلْجَأً وَلا مَسْنَداً يَصِلُ بِهِ إلَيْكَ، وَلا يَسْتَدِلُّ بِهِ عَلَيْكَ، إلّابِكَ وَبِأرْكانِكَ وَمَقاماتِكَ الَّتى لَا تْعطيلَ لَها مِنْكَ، فَأسأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذى ظَهَرْتَ بِهِ لِخاصَّةِ أولِيائِكَ، فَوَحَّدُوكَ وَعَرَفُوكَ، فَعَبّدُوكَ بِحَقيقَتِكَ، أنْ تُعَرّفَنى نَفْسَكَ، لُاقِرَّ لَكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ عَلى حَقيقَةِ الإيمانِ بِكَ، وَلا تَجْعَلْنى- يا إلهى!- مِمَّنْ يَعْبُدُ الإسْمَ دُونَ الْمَعْنى»
[١]: (معبودا! از تو بسانِ خواستنِ بيچاره اى خواهانم كه در اميدوارىاش سرگشته و حيران گشته، پس پناهگاه و تكيه گاهى را نمى يابد كه به [وسيله] آن به سوى تو نايل آيد و به [وسيله] آن بر تو رهنمون شود، مگر به [وسيله] اركان و پايه ها و مقاماتى تو كه از جانب تو تعطيلى و بازماندنى براى آنان نيست؛ پس از تو مسئلت دارم به [وسيله] اسم و نامى كه بدان براى اولياء خاصّت آشكار گشتى، پس به يگانگى و شناسايىات نايل آمده و تو را براستى پرستيدند، اينكه خودت را به من بشناسانى، تا بر ايمان راستين به تو به پروردگارىات اقرار نمايم، واى معبود من! مرا از كسانى مگردان كه اسم بدون معنى و حقيقت را مى پرستند.) لذا مى گويد:
|
توگر خواهى كه جاويدان، جهان يكسر بيارايى |
صبا راگو: كه بر دارد زمانى بُرْقَع از رويت |
|
محبوبا! اگر مى خواهى كه جهان همواره در نظر من و اهل كمال به زيور جمال و كمالات آراسته باشد، نفحاتت را فرمان ده، پرده از رخسار كثراتت به تمام معنى بردارند، تا هموارهات با ديده وحدت در كثرت بنگريم؛ كه:
٩٧٣
«إلهى! أمَرْتَ بِالُّرجُوعِ إلَى الآثارِ، فَارْجِعْنى إلَيْكَ بِكِسْوَةِ الأنْوارِ وَهِدايَةِ الإسْتِبصارِ، حَتّى أرْجِعَ إليكَ مِنها، كَما دَخَلْتُ إلَيْكَ مِنْها، مَصُونَ السّرّ عَنِ النَّظَرِ إلَيْها، وَ مَرْفُوعَ الْهِمَّةِ عَنِ الإعْتمادِ عَلَيْها، إنّكَ عَلى كُلّ شَىْءٍ قَديرٌ»
[٢]: (بار الها! [پس از آنكه مرا به مشاهده انوارت مفتخر نمودى] امر فرمودى باز به آثار و مظاهرت بازگشت نموده و به آنها توجّه داشته باشم، پس به پوشيدن جامه [مشاهده] انوارت و به راهنمايى كه در آن.
[١] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ٩٦.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٩.