جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٩٩ - غزل ٨٢ عارف از پرتو مى، راز نهانى دانست
مىنمايد و گفتار او اگرچه به صورت شعر باشد چون از دلى پاك از هوا و هوس به زبان و كاغذ نقش مى بندد، آويزه گوش هر شنونده و زينت بخش كلام هر گوينده مىگردد. خواجه هم مى خواهد بگويد: اگر گفتار من مورد توجّه اهل كمال و انديشمندان قرار گرفته، در اثر مصاحبت با اهل كمال بود؛ كه:
٦٥٥
«أكْثَرُ الصَّلاحِ وَالصَّوابِ فى صُحْبَة اولى النّهى وَالألبابِ)
[١]: (بيشتر صلاح و درستى در نشست و برخاست با صاحبان عقل و خرد مى باشد.- نيز:
٦٥٦
«خَيْرُ الإخْتِيارِ صُحْبَةُ الأخيارِ»
[٢]: (بهترين گزينش نشست و برخاست با خوبان است.- همچنين:
٦٥٧
«مُجالَسَةُ الأبْرارِ تُوجِبُ الشّرَفَ»
[٣]: (نشست و برخاست با نيكان موجب شرافت و برترى است.).
[١] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب المصاحبة، ص ١٩٦.
[٢] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب المصاحبة، ص ١٩٦.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب المصاحبه، ص ١٩٨.