جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٧ - غزل ٦٤ عيب رندان مكن اى زاهد پاكيزه سرشت!
لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»[١]: (سرشت خدايى كه همه مردم را بر آن آفريد، آفرينش خدا دگرگونى پذير نيست.) آنان كه ديده دلشان گشوده است، در مسجد باشند و يا كنيسا، فرقى براى خود نمى بينند؛ كه: «فَأَيْنَما تُوَلُّوا، فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ»[٢]: (پس به هر كجا كه روى كنيد، همانجا روى [و اسماء و صفات] خداوند است.)؛ ولى آنان كه ديده دل و نور ايمان ندارند، توجّه به توجّهشان ندارند. اگر آنان را آگاهى دهند و گويند: «مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ، لَيَقُولُنَّ: اللَّهُ»[٣]: (كيست كه آسمانها و زمين را آفريد؟ بى گمان خواهند گفت: خداوند.) خواجه هم مى گويد: «همه كس طالب يارند، چه هشيار و چه مست» و مى خواهد زاهد را آگاهى دهد؛ لذا مى گويد:
|
سر تسليمِ من و خاكِ دَرِ ميكدهها |
مدّعى گر نكند فهمِ سخن، گو: سر و خشت |
|
اى زاهد! من سر تسليم به در خانه انبياء و اولياء : نهادهام و از اين طريق گمشده خود را پيدا كرده، و به تمام معارف و حقايق الهى آشنايى حاصل خواهم كرد؛ كه:
٥١٦
«بِمُوالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دينِنا.»
[٤]: (تنها به دوست داشتن و پيروى شما، خداوند نشانههاى دينمان را به ما آموخت.) ايشان : داراى كمالاتى الهى مى باشند كه هر كسى به آنان پيوست، به قرب جانان راهنمايىاش خواهند كرد؛ كه:
٥١٧
«مَنْ أرادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ، وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ، وَمَنْ قَصَدَهُ، تَوَجَّهَ بِكُمْ.»
[٥]: (هركس خدا را خواست، به [وسيله] شما آغاز نمود، و هر كه او را به يگانگى خواند، از شما پذيرفت، و آن كه آهنگ او را نمود، به شما روى كرد.).
آن كه نمى تواند اين سخن را باور كند، بايد با خشت بر سر او كوبيد تا بفهمد.
[١] - روم: ٣٠.
[٢] - بقره: ١١٥.
[٣] - لقمان: ٢٥.
[٤] ( ٤، ٥) بحارالانوار، ج ١٠٢، ص ١٣٢.
[٥] ( ٤، ٥) بحارالانوار، ج ١٠٢، ص ١٣٢.