جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥٢ - غزل ٦٤ عيب رندان مكن اى زاهد پاكيزه سرشت!
نصيب گشته، تقدير ازلىام چنين بوده. تنها عمل كاره اى نمى باشد. به گفته خواجه در جايى:
|
در ازل هر كو به فيضِ دولت ارزانى بود |
تا ابد جامِ مرادش همدمِ جانى بود |
|
|
خلوت ما را فروغ از عكسِ جام باده باد |
زآنكه كُنجِ اهلِ دل بايد كه نورانى بود |
|
|
بى چراغِ جامْ در خلوت نمى آرم نشست |
وقتِ گل، مستورىِ مستان زنادانى بود |
|
|
مجلس انس وبهار و بحثِ عشق اندر ميان |
جامِ مِىْ نگرفتن از جانان، گران جانى بود[١] |
|
|
باغ فردوس لطيف است، و ليكن زنهار |
تو غنيمت شمر اين سايه بيد و لبِ كشت |
|
اى زاهد! اگرچه باغ فردوس لطيف، و رسيدن به آن مطلوب مى باشد، ولى بايد اين چند روزه دنيا را غنيمت شمرد و از آن براى كمالات معنوى و قرب جانان و حيات طيّبه «فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً»[٢]: (پس او را به زندگانى پاكيزه زنده مى گردانيم.) بهرهمند گرديد.
زيرا هرچه پس از اين عالم به ما داده مى شود، نتيجه آنچه راست كه در دنيا تهيّه مىنماييم؛ كه: «وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»[٣]: (و مسلماً پاداش آنان را به نيكوتر از آنچه انجام مى دادند خواهيم داد.- نيز: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا، خالِدِينَ فِيها، لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا»[٤]: (براستى كسانى كه ايمان آورده و اعمال شايسته انجام دهند، بهشتهاىِ فردوس، جايگاه فرود آمدن ايشان خواهد بود، در حالى كه جاودان در آنجا بوده و هرگز آرزو نمى كنند كه از آنجا [به جاى ديگر] انتقال داده شوند.- نيز: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ ... وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلًّا.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٩٣، ص ١٦٣.
[٢] - نحل: ٩٧.
[٣] - نحل: ٩٧.
[٤] - كهف: ١٠٧- ١٠٨.