جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٦ - غزل ٦٤ عيب رندان مكن اى زاهد پاكيزه سرشت!
را به خاطر دوستى و محبّت او مى پرستد، پس اين گونه عبادت، پرستش آزادگان مى باشد كه برترين عبادت است.).
نتيجه چنين عبادتى آن است كه فرمود:
٥١٤
«أعْدَدْتُ لِعِبادِىَ الصّالِحينَ ما لاعَيْنٌ رَأَتْ، وَلا اذُنٌ سَمِعَتْ، وَلا خَطَرَ عَلى قَلْبِ بَشَرٍ.»
[١]: (براى بندگان صالح و شايستهام چيزهايى آماده نمودهام كه نه چشمى آن را ديده، و نه گوشى شنيده، و نه بر دل بشرى خطور نموده است.- فرمود: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً، فَادْخُلِي فِي عِبادِي، وَ ادْخُلِي جَنَّتِي»[٢]: (اى نفس مطمئن و روان آسوده! به سوى پروردگارت بازگشت نما در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خرسند است، آنگاه درميان بندگان خاصّ من وارد شده، و در بهشت مخصوصم درآى.)
|
همه كس طالب يارند، چه هشيار و چه مست |
همه جا خانه عشق است، چه مسجد چه كنشت |
|
آرى عالم و جاهل، عارف و عامى، بلكه همه ذرّات عالم، دانسته و ندانسته او را مىجويند و به او عشق مى ورزند كه:
٥١٥
«إبْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِدآءً، وَاخْتَرَعَهُمْ عَلى مَشِيَّتِهِ اخْتِراعاً، ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَريقَ إرادَتِهِ، وَبَعَثَهُمْ فى سَبيلِ مَحَبَّتِهِ.»
[٣]: (با قدرت و نيروى خويش مخلوقات را نوآفرينى فرمود، و بر طبق خواست خويش به گونه ويژهاى [از نيستى محض] بيافريد، سپس آنها را در طريق ارادهاش روان گردانيد، و در راه محبّت و دوستى خود برانگيخت.) ولى اهل غفلت توجّه خود ندارند.
در واقع مسجديان و كنيسائيان به فطرت توحيد خلق شده اند و او را مى طلبند و همه متوجّه حضرت حق سبحانه مى باشند؛ كه: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها،.
[١] - الجواهر السنيّة، ص ٣٥٩.
[٢] - فجر: ٢٧- ٣٠.
[٣] - صحيفه سجاديه، دعاى اول.