جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٨١ - غزل ١٠٤ شنيدهام سخنى خوش كه پير كنعان گفت
|
رضا به داده بده وَزْ جَبين گره بگشاى |
كه بر من و تو، دَرِ اختيار نگشاده است |
|
|
نشانِ مهر و وفا نيست در تبّسمِ گل |
بنال بلبلِ بىدل! كه جاىِ فرياد است[١] |
|
و در جاى ديگر مى گويد:
|
فراق و وصل چه باشد؟ رضاى دوست طلب |
كه حيف باشد از او غير او تمنّايى[٢] |
|
|
غمِ كهن به مِىِ سالخورده رفع كنيد |
كه تخم خوشدلى اين است، پير دهقان گفت |
|
كنايه از اينكه: غمهاى عالم فانى، و به خصوص غم و اندوه فراوان فراق را تنها با ذكر و مراقبه شديد به محبوب مى توان از خاطر زدود. اين گفتار از پير دهقان، علىّ- ٧- است؛ كه:
٧٩٦
«ذُكْرُ اللّهِ طارِدُ اللَّأوآءِ وَالْبُؤسِ»
[٣]: (ياد خدا، دور كننده شدّت و رنج و سختى است.- يا:
٧٩٧
«ذاكِرُ اللّهِ سُبحانَهُ مُجالِسُهُ»
[٤]: (آن كه خداوند سبحان را ياد مىنمايد، با او همنشين است.- همچنين:
٩٩٤
«ذِكْرُ اللّهِ جَلآءُ الصُّدُورِ وَطُمَأنيتَهُ الْقُلُوبِ»
[٥]: (ياد خدا، [موجب] زدوده شدن و درخشندگى سينهها، و آرامش دلهاست.) قرآن شريف نيز در اين باره مى فرمايد: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ. أَلا! بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[٦]: ( [منيبين آنانند كه] ايمان آورده و قلبهايشان به ياد خدا آرام مى گيرد. هان! دلها تنها به ياد خدا آرام مى گيرد.- به گفته خواجه در جايى:
|
چون نقش غم ز دور بينى، شراب خواه |
تشخيص كرده ايم و مداوا مقرّر است |
|
|
ما باده مى خوريم و حريفان غم جِهان |
روزى به قدرِ همّت هركس مقرّر است[٧] |
|
در جايى نيز مى گويد:.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٣، ص ٥٣.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥٤٠، ص ٣٨٨.
[٣] ( ٣، ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب ذكر الله سبحانه، ص ١٢٤.
[٤] ( ٣، ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب ذكر الله سبحانه، ص ١٢٤.
[٥] ( ٣، ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب ذكر الله سبحانه، ص ١٢٤.
[٦] - رعد: ٢٨.
[٧] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٤، ص ٦٧.