ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٧٨ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
كه صدايش را به أداء شهادتين بلند ميكند، و او محتلم نميشود، و چشمش بخواب ميرود ولى دلش بخواب نميرود، و او محدّث است (يعنى از غيب با او سخن ميگويند) و زره رسول خدا بقامتش مىبرازد، و هيچ گاه بول يا غائطى از او ديده نميشود، زيرا خداوند عزّ و جلّ زمين را ببلعيدن آنچه از او خارج شود مكلّف ساخته است، (يعنى در محلّى كه در معرض ديد ديگران است به استنجا نمىنشيند، بلكه در جايى كه چاهك و كنيف دارد تخلّى مىكند و از ديد ديگران مدفوعش پنهان مىشود، بر خلاف غالب مردم عرب آن زمان كه در پس ديوار روى زمين و محلّ ديد ديگران قضاء حاجت مىكردند) و بوى او از بوى مشك خوشتر است، و او نسبت بمردم از خودشان اولى و احقّ است، و از پدران و مادرانشان در باره ايشان مهربانتر و دلسوزتر است، و او در برابر خداى- جلّ ذكره- از همگى مردم تواضعتر است، و آنچه را كه بگويد خود عاملتر، و از منهيّات خود خويشتندارتر است، و دعايش مستجابست، حتّى اينكه اگر بر صخرهاى دعا كند، هر آينه بدو نيم مىشود، و سلاح رسول خدا ٦ و شمشير آن حضرت ذو الفقار نزد او است، و صحيفهاى ديگر كه نام دشمنانش تا روز قيامت در آن مكتوب و محفوظست، «و جامعه» كه صحيفهاى بطول هفتاد ذراع، و مشتمل بر همگى نيازمنديهاى اولاد آدم است، و همچنين