ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٥٥ - راويان احاديث كتاب و شناخت طريق مؤلف به آنان
ابى محمد حجّال از داود بن أبى يزيد.
توضيح: «داود بن فرقد ابى يزيد عطّار، كوفى و ثقه و داراى كتاب است، و از امام صادق و موسى بن جعفر عليهما السّلام روايت مىكند، و طريق مؤلّف به وى صحيح است».
و آنچه در آن از ثوير بن أبى فاخته آمده است، پس روايت كردهام آن را از پدرم و محمّد بن حسن- رضى اللَّه عنهما- از سعد بن عبد اللَّه از هيثم بن ابى مسروق نهدى از حسن بن محبوب از مالك بن عطيّه از ثوير بن أبى فاخته، و اسم ابى فاخته سعيد بن- علاقه است.
توضيح: «ثوير بن ابى فاخته سعيد بن علاقه- بكسر عين مهمله- كنيهاش ابو جهم است و از اصحاب علىّ بن الحسين و محمّد بن علىّ امام باقر عليهم السّلام است و از حضرت صادق ٧ نيز روايت مىكند، و عامّه او را عنوان كرده و تضعيف نمودهاند، و حاكم نيشابورى در مستدرك گفته است وى جز اينكه از شيعه است عيبى ديگر بر وى نگرفته و ندارد. كشّى در رجالش از محمّد بن قولويه از محمّد بن- عبّاد بن بشير از ثوير روايت كرده كه گفت: عمر [و] بن ذرّ و ابن قيس الماصر و صلت بن بهرام سؤالاتى تهيّه كرده بودند كه از ابو جعفر باقر ٧ بپرسند، و من بر آن حضرت از اين سؤالات ترسيدم، و علامه حلّى گويد: «اين روايت نه متضمّن قدح است نه مدح، لذا من در روايات وى توقّف دارم». لكن روايت چنان كه از جملات ديگران پيداست متضمّن مدح بالغ است زيرا عمر [و] بن ذرّ عامّى مذهب است، و ابن قيس الماصر بترى مذهب چنان كه ابن داود و خود علّامه تصريح كردهاند، و سؤالات آنان تعنّتى بوده نه استفهامى، و ناراحتى ثوير از اين رو مىبوده، براى اطّلاع بيشتر به رجال كشّي مراجعه شود تا مطلب كاملا واضح شود، و امّا در طريق مؤلّف هيثم بن ابى مسروق صريحا توثيق نگشته است و ممدوح است».