ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١١٧ - باب وقف و صدقه و عطيه و هبه
قسمت ميكند، پس اگر زنى از دختران فلان ازدواج كند، از اين موقوفه حقّى ندارد، مگر زمانى كه بدون شوهر به آن قريه باز گردد، پس اگر بازگشت همان بهره را خواهد داشت كه دختران ازدواج نكرده فلان دارند، و هر كدام از اولاد فلان كه فوت شود، و فرزندى داشته باشد، پس آن فرزند بحكم «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» از سهم پدر خود برخوردار مىشود، همان گونه كه فلان بين اولاد صلبيش شرط كرده است. و نيز كسى از اولاد فلان كه فوت شود و فرزندى از خود بجاى نگذارد، حقّ او بمستفيدان از موقوفه باز ميگردد، و اولاد دخترانم در اين موقوفه من حقّى ندارند، مگر آنكه پدرانشان از اولاد من باشند، و تا هر زمان كه احدى از اولاد من و اولاد اولاد من و اعقاب ايشان باقى باشد هيچ كس در موقوفه من حقّى ندارد، پس اگر ايشان منقرض شوند، بطورى كه احدى از آنان باقى نماند، درآمد اين موقوفه ميان اولاد پدرم از طرف مادرم قسمت مىشود، تا هر زمان كه يكى از ايشان باقى باشد. همان طور كه ميان اولاد و اعقاب خودم شرط كردم. پس چون ايشان منقرض شوند، چنان كه احدى از آنان باقى نماند، درآمد اين موقوفه من بر اولاد پدرم و اعقاب ايشان قسمت مىشود، تا هر زمان كه يكى از ايشان باقى باشد. همان طور كه ميان اولاد و اعقاب خودم شرط كردم توزيع گردد.
و چون اولاد پدرم منقرض شوند چنان كه احدى از ايشان باقى نماند، درآمد موقوفهام