ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٤٣ - راويان احاديث كتاب و شناخت طريق مؤلف به آنان
امام صادق عليهما السّلام است، علّامه حلّى وى را در بخش اوّل خلاصة الرجال كه مخصوص بثقات است آورده، و از وى بسيارى از اصحاب اجماع روايت مىكنند، و امّا كليب بن معاويه اسدى ابو محمّد صيداوى داراى كتابى است، و شيخ طوسى در كتاب اختيار رجال كشى روايتى نقل كرده كه شخصى از امام صادق ٧ پرسيد آيا ممكن است انسان شخصى را كه نديده است دوست داشته باشد، امام ٧ در پاسخ او فرمود: آرى اينك من كليب صيداوى را دوست مىدارم در حالى كه وى را نديدهام. و اما در طريق عبد اللَّه بن عبد الرحمن اصم وجود دارد كه ضعيف و از غلات بصره بوده است، و كتابى در زيارات دارد كه همان كتاب دلالت بر خباثت عقيده او دارد و از دروغسازان اهل بصره است. و ظاهرا در خلاصة الرّجال كه طريق مؤلّف را با اينكه عبد اللَّه اصم در آن است صحيح شمرده، نسخه سقط دارد و صحيح آن «غير صحيح» بوده و لفظ «غير» افتاده است».
و آنچه در آن از هشام بن ابراهيم آمده است، پس روايت كردهام آن را از محمّد بن عليّ ماجيلويه- رضى اللَّه عنه- از محمّد بن يحيى العطّار از ابراهيم بن هاشم از هشام ابن ابراهيم صاحب حضرت رضا ٧.
توضيح: «هشام بن ابراهيم آن كس است كه مؤلّف در مجلّد اوّل كتاب در باب اذان تحت رقم ٩٠٣ از وى روايت كرده است و او هشام بن ابراهيم مشرقى است نه هشام بن ابراهيم عبّاسى، و از بررسى دقيق چنين معلوم مىشود كه در كتب رجال دو هشام بن ابراهيم وجود دارد يكى هشام بن ابراهيم مشرقى كه او را ختلى و يا احمر و يا صاحب الرضا ٧ گويند و ممدوح است، و ديگرى هشام بن ابراهيم راشدى عبّاسى است كه صاحب يونس بن عبد الرّحمن بوده و مورد طعن و جرح است، و امّا طريق مؤلّف به او حسن است به ابراهيم بن هاشم، و بايد دانست كه نجاشى عباسى را هاشم بن ابراهيم گفته است و علّامه نيز از وى پيروى كرده و او را هاشم ثبت كرده است و اين اختلاف چنان كه گفتيم از طرز كتابت هاشم كه «هشم»