ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٠٤ - باب ميراث خويشاوندان و موالى
مقرّر داشته، و خبر داده است كه ايشان أولى هستند، و اين در قول خداوند عزّ و جلّ است، كه فرمود: «و خويشاوندان در كتاب خدا بعضى از آنان بر بعضى اولى هستند» (احزاب: ٦) ولى موالى را نام نبرده است.
٥٦٥٤- و جابر از امام ابو جعفر باقر ٧ روايت كرده است كه علىّ ٧ خويشاوندان را از ميراث بهره ميداد بر خلاف موالى.
و أمّا حديثى كه مخالفين روايت كردهاند، دائر بر اينكه مولائى از حمزه (ابن عبد المطّلب) در گذشت، و پيمبر ٦ نيمى از ارث او را بدختر حمزه، و نيم ديگر را بموالى عطا فرمود، حديثى منقطع است، زيرا آن از عبد اللَّه بن شدّاد از پيمبر ٦ است، و آن مرسل است، و شايد كه اين واقعه چيزى قبل از نزول فرائض و آيات ارث بوده و منسوخ شده است، آرى خداى عزّ و جلّ در كتاب خود براى همپيمانان سهمى مقرّر داشته است، و در اين باره فرموده: وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ- يعنى بهره همپيمانانتان را به ايشان بپردازيد- ولى اين حكم بوسيله قول خداى عزّ و جلّ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ منسوخ شده است.
روايت شده است كه ابراهيم نخعىّ حديث مولاى حمزه را ردّ ميكرده است، و