ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤٧ - باب ميراث مرتد
و در فطرى حين الارتداد، و در غير فطرى هنگام مرگ، و مؤلّف در كتاب مقنع گويد: اگر ترسائى اسلام آورد سپس به نصرانيّت باز گردد اموالش متعلّق بورثه نصرانى او خواهد بود پس از مرگش، و اگر مسلمانى نصرانى شود سپس بميرد اموالش متعلّق به اولاد مسلمانش ميباشد».
و اينكه گفته شده مرتدّ فطرى توبه ندارد، صحيح است، بدين معنا كه لازم نيست حاكم شرع او را مانند مرتدّ ملّى توبه دهد، و باصطلاح استيتاب ندارد، نه آنكه توبهاش قبول نيست، چه اگر او قبل از صدور حكم توبه كرد توبهاش بنا بر نصّ صريح قرآن كريم كه فرموده: «أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ» پذيرفته است، و مفتوح بودن باب توبه را بصريح آيه بصرف استنباطي از خبر مجمل بلكه متشابهى نمىتوان ناديده گرفت.
و جمله «لا توبة له» كه در حسنه محمّد بن مسلم از امام باقر ٧ در كتاب كافى نقل شده است، صريح نيست و مجمل است، و ميتوان آن را حمل بر صحيحه عليّ بن جعفر از امام كاظم ٧ كرد كه فرموده است
«يقتل و لا يستتاب»
و معناى آن را عدم لزوم استيتاب گرفت كه با آيه مذكور سازگار است، و در اين صورت آيه بر عموميّت خود باقى است و تخصيص نخورده است، و عدم پذيرش توبه را بنا بر نصّ صريح آيه مباركه إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ مقيّد به ازدياد كفر و بازنگشتن از ضلال بدانيم، يعنى آنكه خود توبه نكند و به اسلام رجوع ننمايد، و پس از صدور حكم خود را در معرض هلاك بيند و آنگاه اظهار ندامت كرده و توبه نمايد كه البتّه پذيرفته نيست چه اين توبه نوعى حيله براى نجات از مرگ است نه توبه حقيقى، و اين تفصيل كلام در اينجا از آن جهت است كه شارع مقدّس اسلام در مورد دماء و فروج امر اكيد به احتياط و دقّت فرموده، و مقتضاى احتياط آنست كه حكم مرتدّ تائب را با غير تائب يكى ندانيم، و آنچه نزديكتر به احتياط است عمل نمائيم».