ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٩٣ - باب نوادر و اخبار متفرقه مربوط بوصايا
ما آن بود كه در آن مال كه اكنون به آن محتاج شده است با او مواسات كنيم.
شرح: «اين خبر را در كافى در مواردى كه احتمال نقل آن ميرفت نيافتم شايد در رسائل كلينى بوده و آن كتاب در دست نيست و نابود شده است».
همچنين گفت: و به آن امام ٧ نوشتم: مردى چيز معلومى از مال خود را بنفع تو- كه خدا مرا فدايت كناد!- و بنفع خويشان پدرى و مادريش وصيّت كرده، و پس از آن وصيّت خود را تغيير داده، چنان كه شخص مورد عطائى را محروم كرده، و شخص محرومى را مورد عطا ساخته است. آيا چنين عملى براى او جايز است؟ امام ٧ نوشت: او تا زمانى كه مرگش فرا رسد، در همگى اين امور مختار است.
٥٥٥٥- و محمّد بن عيسى العبيدى، از حسن بن راشد، روايت كرده است كه گفت: از امام عسكرى ٧ در باره مردى سؤال كردم كه نسبت بثلثش پس از مرگش وصيّت كرده، و گفته است: ثلث من پس از وفاتم ميان موالى و موالياتم قسمت شود، و پدر او نيز موالىاى دارد، در اين صورت آيا موالى پدرش بنام مواليش در وصيّت داخل ميشوند يا نه؟ حضرتش نوشت: داخل نميشوند.
٥٥٥٦- و محمّد بن احمد بن يحيى در روايت خود گفته است: محمّد بن عيسى، از محمّد بن محمّد، در حديث خود براى ما گفت: «علىّ بن بلال به امام ابو الحسن- يعنى علىّ بن محمّد عليهما السّلام- نوشت: مردى يهودى مرده است، و براى طلبكارانش چيزى را وصيّت كرده است كه من ميتوانم آن را بردارم، آيا جايز است كه