ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٨ - باب وصيت بوسيله نوشتن و اشاره كردن
السّلام در سنّ بيست و چهار يا بيست و پنج سالگى بوده است. و روايت دلالت دارد كه وى در حيات امام باقر فوت كرده در حالى كه كيسانيّه گويند وى از ترس عبد اللَّه بن زبير در كوه رضوى غايب شد و در آخر الزّمان ظهور خواهد كرد، و او مهدى موعود است».
٥٤٥٥- و محمّد بن احمد أشعرى، از سندىّ بن محمّد، از يونس بن يعقوب، از ابو مريم، بنقل از پدرش روايت كرده است كه: أمامه دختر ابو العاص بن ربيع كه مادرش زينب، دختر رسول خدا ٦ بود، پس از رحلت حضرت فاطمه عليها السّلام در حباله نكاح علىّ بن ابى طالب ٧ قرار داشت، و پس از شهادت امير المؤمنين ٧ مغيرة بن نوفل در مقام همسرى أمامه جايگزين آن حضرت شد، پس گفتهاند كه او بدردى سخت مبتلا شد، چندان كه زبانش بند آمد، در اين ميان حسن و حسين پسران علىّ ٧ نزد او آمدند، در حالى كه او قدرت سخن گفتن نداشت، پس آن دو در حالى كه مغيره اكراه ميداشت با أمامه بسخن پرداختند، و گفتند: آيا فلان شخص و خانوادهاش را آزاد كردهاى؟
پس أمامه با اشاره سر جواب مثبت ميداد، و باز گفتند: آيا فلان عمل و فلان اقدام را انجام دادهاى؟ و امامه بار ديگر- با اشاره سر- همچنان جوابى در مقام اثبات يا نفى ميداد، و قدرت آشكارا سخن گفتن را نداشت، و ايشان آن اقرار با اشاره را در جهت خواست او تنفيذ كردند و معتبر دانستند.
شرح: «امامه بنت أبى العاص بن ربيع از امير مؤمنان ٧ فرزندى