ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٨٧ - باب ميراث خويشاوندان
خواهر مادرى و دختر برادر مادرى است، كه هر يك از آن دو يك سهم به ارث ميبرد، و دو ثلث باقى ميماند كه يك ثلث از اين دو ثلث براى دختر خواهر أبوينى، و دو ثلث از اين دو ثلث براى دختر برادر ابوينى است، و چون چهار در ميان آن دو قابل قسمت نبود، شش را در سه ضرب كرديم، و حاصل آن هجده شد، كه ثلث آن- يعنى شش سهم براى دختر خواهر مادرى، و دختر براى مادرى است كه بالمناصفه آن را قسمت ميكنند، و آنگاه دوازده سهم باقى ميماند، كه هشت سهم آن براى دختر برادر أبوينى و چهار سهم براى دختر خواهر أبوينى است.
و اگر يك دختر دختر برادر أبوينى، و يك دختر پسر برادر پدرى بجاى گذارد، مال براى دختر دختر برادر ابوينى است، زيرا برادر پدرى در صورت بودن برادر أبوينى ارث نميبرد، و از اين جهت كسى كه بواسطه او خويشاوند شده است از ارث بهرهاى ندارد. و همچنين پسر برادر پدرى با بودن دختر برادر ابوينى ارث نميبرد، و بدعت «عصبه» نه از دين خداى عزّ و جلّ است، و نه از سنّت رسول خدا ٦.
شرح: «مراد به «عصبه» تقسيم اضافه سهام مفروض به خويشان است بدون ردّ به صاحبان سهام».
و اگر پسر برادرى مادرى را- كه پسر خواهر پدرى نيز باشد- و پسر خواهر