ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣١٣ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
٥٧٧١- (و آن) شعر (كه از حكمت منحرف و بقول زور منصرف باشد) از ابليس است.
شرح: «اين كلام جزء خطبهاى است كه رسول خدا ٦ در هنگامى كه بسوى تبوك از مدينه خارج ميشد خوانده است، و كلام مبهم است، و معلوم نيست «شعر» ضبطش چيست آيا بفتح شين است يا بكسر، يا نه بفتح و نه بكسر بلكه بضمّ شين و عين است كه هر كدام معناى جداگانه دارد، بفتح بمعنى مو است، و بكسر بمعنى كلام منظوم، و بضمّ شين و عين بمعنى پشههاى ريزى است كه بر زخم شتر يا حيوانات ديگر گرد مىآيد.
و بعيد نيست كه تصحيفى در نسخه اصل رخ داده باشد و اصل كلام رسول خدا ٦
«السّعر من ابليس»
ميبوده و سين بىنقطه بواسطه اعجام به شين با نقطه تبديل و «السّعر»، «الشّعر» خوانده و نسخه بردارى شده است، و سعر و سعر- بضمّ سين و سكون عين و ضمّ هر دو- بمعنى ديوانگى و گرسنگى و حرارت و تندى است، و شايد مراد تندخوئى و خشم باشد. و العلم عند اللَّه».
٥٧٧٢- خمر مجموعه گناهانست. (يعنى موجب ارتكاب آنها است)
٥٧٧٣- زنان دام شيطانند.
٥٧٧٤- جوانى شاخهاى از جنونست.
٥٧٧٥- بدترين كسبها كسب ربا است.
٥٧٧٦- بدترين خوردنيها خوردن مال يتيم است.
٥٧٧٧- سعادتمند كسى است كه از ديگران پند بگيرد.