ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٩٣ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
هروله ميان صفا و مروه، و دست سودن بر حجر الأسود، و تراشيدن سر، و تصدّى منصب قضا را بر عهده ندارند، و ايشان مورد مشورت واقع نميشوند، و جز بهنگام ضرورت ذبح نميكنند، و آواز خود را به تلبيه بر نمىآورند، و در كنار قبرى اقامت نميكنند، و باستماع خطبه عيدين نمىنشينند، و امر ازدواجشان را خود متصدّى نميشوند، و از خانه شوهر جز به اذن او بيرون نميروند، پس اگر زنى بىاذن شوهرش از خانه او بيرون رود، خدا و جبرئيل و ميكائيل او را لعنت ميكنند، و زن چيزى از خانه شوهرش بىاذن او نمىبخشد، و شب را در حالى كه شوهرش بر او خشمگين باشد بصبح نمىآورد، اگر چه شوهرش در حقّ او ظالم باشد.
شرح: «اينكه فرمود: در كنار قبرى اقامت نمىكنند، از اين رو است كه در عصر جاهلى زنان پس از مردن شوهر بر گور او چادر ميزدند و تا يك سال يا كمتر در آنجا عدّه وفات را مىگذرانيدند و اسلام از اين كار منع فرموده است».
يا علىّ: اسلام برهنه است، پس لباسش حيا، و آرايشش وفا، و مردانگيش عمل صالح، و ستونش پارسائى است، و هر چيزى را پايهاى است، و پايه اسلام محبّت اهل بيت است.
يا علىّ: زشتخوئى شوم است، و اطاعت زن مايه پشيمانيست.
يا علىّ: اگر نحوستى در چيزى باشد، پس آن در زبان زنست.