ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٢ - باب پايان يافتن يتيمى يتيم
من بعد از آن او را ديدم [كه دستخوش اختلال شده بود] شرح: «اخراج وارث از ميراث خلاف أصل است. و حكم اين خبر مقصور بمورد خاصّ خود آنست».
مصنّف اين كتاب- رحمه اللَّه- گفت: و زمانى كه شخصى به بيرون ساختن پسرش از ميراث وصيّت كند، و پسر يك چنين كارى را نكرده باشد، اجراء وصيّت او در اين باره براى وصى جايز نيست، و دليل اين مدّعى:
٥٥١٦- خبريست كه احمد بن محمّد بن عيسى از عبد العزيز بن مهتدى، از سعد بن سعد روايت كرده است كه گفت: از او- يعنى امام ابو الحسن الرّضا ٧- در باره مردى سؤال كردم كه پسرى داشته و او را ادّعاء ميكرده، آنگاه بازگشته و ويرا از ميراث اخراج كرده، و من وصىّ اويم، اكنون ميبايد چه كنم؟ امام ٧ فرمود: فرزندى آن پسر بعلّت اقرار او در حضور جمع بر او ثابت و لازم شده است، و وصى نميتواند او را از چيزى كه ميداند دفع كند.
شرح: «توضيح مصنّف- رحمه اللَّه- و خبرى كه دليل آورده جمله خبر گذشته را بمورد منحصر ميكند».
باب پايان يافتن يتيمى يتيم
٥٥١٧- منصور بن حازم، از هشام، از امام صادق ٧ روايت كرده