ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٩٨ - باب نوادر و اخبار متفرقه مربوط بوصايا
ابو الحسن ٧ گفتم: يكى از موالى شما در گذشته، و اولاد خردسالى و چيزى از خود بجاى گذاشته، و دينى هم بر ذمّه دارد، و طلبكاران از آن چيز خبر ندارند، و هر گاه آن چيز بطلبكاران او پرداخته شود، اولاد او بىهيچ چيزى ميمانند، پس امام فرمود:
آن را بر اولاد او نفقه كن.
شرح: «راوى اين خبر علىّ بن ابى حمزه بطائنى است و او را كذّاب و ضعيف گفتهاند، و بعلاوه خبرش معارض است با خبر بزنطى كه تحت رقم ٥٥٤٧ گذشت، و نيز مخالف است با فرمايش خداوند كه فرموده «مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ» مادامى بورثه بهرهاى از ما ترك ميرسد كه پس از وصيّت ميّت از مورد ثلث و يا أداء ديون چيزى باقى ماند و در آيه قيد شده كه ارث پس از اداء دين است».
٥٥٦٥- و محمّد بن أبى عمير از هشام بن حكم روايت كرده است كه گفت: از آن امام در باره مردى سؤال كردم كه حكم «تدبير» را در باره غلامش اجرا ميكند، آيا حق دارد كه در امر تدبير او رجوع كند؟ امام فرمود: آرى، آن بمنزله وصيّت است.
٥٥٦٦- و على بن حكم، از زياد بن ابى الحلال روايت كرده است، كه گفت: از امام صادق ٧ در باره رسول خدا ٦ سؤال كردم، كه آيا آن حضرت بهنگام انشاء وصيّت به امير المؤمنين ٧ بحسن و حسين عليهما السّلام هم وصيّت كرده است؟ فرمود: آرى. گفتم: و در آن حال كه ايشان در