ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٢ - باب رسم و طرح وصيت
محمّد بنده و رسول تو است، و بهشت حقّ است، و دوزخ حقّ است، و برانگيختن مردگان حقّ است، و حساب حقّ است و صراط حقّ است، و قدر و ميزان حقّ است، و دين چنانست كه تو وصف كردهاى، و اسلام بر آن گونه است كه تو تشريع فرمودهاى، و سخن همانست كه تو باز گفتهاى، و قرآن چنانست كه نازل كردهاى، و تو همان «اللَّه» حقّ مبينى. خدا محمّد را از جانب ما بهترين جزاء عطا كناد! و خدا محمّد و آل محمّد را بوسيله سلام مورد تحيّت قرار دهاد! خدايا اى نيروى ذخيره من بهنگام هجوم اندوه و مواقع درماندگيم، و اى يار مددكار من در برابر شدائد زندگيم، و اى ولى نعمتم! اى معبود من، و معبود پدران من، در چشم بر هم زدنى مرا بخودم وامگذار، و زمام امورم را بدست هواى نفسم مسپار، زيرا اگر مرا بخودم واگذارى، به شر نزديك ميشوم، و از خير دور ميگردم، پس در تاريكى و تنهائى قبر مونس وحشتم باش، و در آن روز كه با تو ديدار كنم فرمان گسترده أمن و امانى در اختيارم گذار.
سپس شخص وصيّتكننده خواهشهاى خود را بر ميشمارد، و در جريان توصيه ميگذارد، و به اجراءكنندگان آن ميسپارد.
و تصديق اين وصيّت در قرآن، در سورهاى كه از مريم سخن بميان مىآورد، آمده است، آنجا كه خداى عزّ و جلّ در سوره مريم ميگويد: «كسى را اختيار و