ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٣٤ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
نيست كه او را ناشاد سازى.
تا بتوانى به نيكى در باره همنشين خود بيفزاى، زيرا اگر بخواهى رشد او را همى نگرى.
كسى كه حياء خلعت خود را بر او بپوشاند عيب او از ديدهها پوشيده ميماند.
كسى كه اعتدال را بجويد، بار تكاليف زندگى بر او سبك مىشود، و كسى كه از خواهشهاى دل خود پيروى نكند به رشد و صلاح خود دست مىيابد.
با هر سختى گشايشى، با هر لقمهاى گلوگير شد نهائى هست.
نعمتى جز از پس رنجى بدست نمىآيد.
در برابر كسى كه بر تو خشم گيرد، نرمى كن تا بخواستهات برسى.
ساعتهاى هموم ساعات كفّارهاند، و ساعتها عمر تو را از ميان ميبرند.
در لذّتى كه پس از آن جهنّم باشد خيرى نيست، و هيچ خيرى كه پس از آن جهنّم باشد خير نيست، و هيچ شرّى كه پس از آن بهشت باشد شرّ نيست.
هر نعمتى در برابر بهشت حقير است، و هر بلائى در قياس بدوزخ سلامت است.
حقّ برادرت را با اتّكاء به رابطهاى كه ميان تو و اوست ضايع مكن، زيرا كسى كه تو حقّ او را ضايع كنى برادر تو نيست، و مبادا كه برادرت به بريدن از تو نيرومندتر از تو در پيوستن تو به او باشد. و مبادا كه او در بدى نسبت بتو نيرومندتر از تو در خوبى به او باشد.