ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٦٥ - باب ميراث اجداد و جدات
أبو جعفر باقر ٧ روايت كرده است كه فرمود: رسول خدا سدس را بجدّه داد در حالى كه خداى عزّ و جلّ چيزى براى او مقرّر نفرموده است.
٥٦٣٠- و يعقوب بن يزيد، از يحيى بن مبارك، از عبد اللَّه بن جبله، از أبى جميله، از اسحاق بن عمّار از امام صادق ٧ روايت كرده است كه در باره ابوين و جده مادرى فرمود: براى مادر سدس، و براى جدّه سدس است، و ما بقى، كه دو ثلث باشد، براى پدر است.
شرح: «اين خبر قطع نظر از ضعف شديد سند معلوم نيست كه رسول خدا ٦ براى جدّ كه سدس قرار داده آيا از روى استحباب بوده يا وجوب، و در صورت شكّ چگونه ميتوان گفت: مستحبّ است و شيخ طوسى فرموده: كه بهره جدّ از جهت ميراث نيست بلكه از جهت بهرهاى است كه بايد آنان از آن برخوردار شوند».
٥٦٣١- و در روايت معاوية بن حكيم، از علىّ بن حسن بن رباط، بسند مرفوع از امام صادق ٧- آمده است كه آن امام فرمود: جدّه با وجود پسرش و با وجود دخترش سدس مال را بخود اختصاص ميدهد.
شرح: «شيخ طوسى- رحمه اللَّه- اين خبر را دليل بر آن گرفته است كه طعمه جدّ يا جدّه هنگاميست كه فرزند آنان حيات داشته باشد ولى اگر از دنيا رفته باشد جدّ و جدّه از طعمه بهرهاى ندارند».