ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٩٥ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
ذرّيّهاش را از صلب خودش قرار داده، و ذرّيّه مرا از صلب تو قرار داده است، و اگر تو نميبودى من ذرّيّهاى نميداشتم.
يا علىّ: چهار چيز از شكنندههاى پشت است: امام و پيشوائى كه خداوند عزّ و جلّ را معصيت كند، و امرش مطاع باشد، و زنى كه شوهرش او را نگهدارى كند و او بشوهر خود خيانت نمايد، و فقرى كه مبتلاى به آن چارهاى نيابد، و همسايه بد هميشگى.
يا علىّ: عبد المطّلب ٧ در عصر جاهليّت پنج سنّت را تأسيس كرد كه خداوند عزّ و جلّ آن را در اسلام جريان بخشيد: همسران پدران را بر پسران تحريم كرد، پس خداوند عزّ و جلّ اين آيه را فرو فرستاد كه: «و زنانى را كه پدرانتان با ايشان نكاح كردهاند بنكاح مگيريد». و او گنجى بيافت پس خمس آن را خارج ساخت، و بصدقه داد، پس خداى عزّ و جلّ اين آيه را فرو فرستاد كه: «و بدانيد كه هر غنيمت را كه بدست آوريد خمس آن براى خدا و براى رسول است- تا آخر آيه» و چون چاه زمزم را حفر كرد آن را
«سقاية الحاجّ»
ناميد، پس خداى تبارك و تعالى اين آيه را فرو فرستاد كه: «آيا سقايت حاجّ و عمارت مسجد الحرام را با ايمان بخدا و روز باز پسين برابر نهادهايد؟». و براى خونبهاى آدمى صد شتر را مقرّر داشت، پس خداى عزّ و جلّ آن را در اسلام اجراء فرمود: و طواف نزد قريش شمار معيّنى نداشت، پس عبد المطّلب