ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٨٠ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
و امّا چهار خصلت سنّت عبارت از اينست كه روى پاى چپ بنشيند، و با سه انگشت طعام صرف كند، و از طعامى كه نزديك او نهاده شده بخورد، و انگشتان را بمكد.
و امّا چهار خصلت ادب نيز اينكه لقمه را كوچك بگيرد، و آن را بنحو كامل بجود، و كمتر بصورت مردم نگاه كند، و دستها را بشويد.
يا علىّ: خدا بهشت را از دو خشت آفريد: خشتى از زر و خشتى از سيم، و ديوارهايش را از ياقوت و سقفش را زبرجد، و سنگريزهاش را مرواريد، و خاكش را زعفران، و مشك بويا قرار داد، و آنگاه به او گفت: سخن بگوى! پس بهشت گفت: معبود حقّى جز خداى حىّ قيّوم نيست. سعادتمند كسى است كه بدرون من درآيد، خداوند جلّ جلاله گويد: بعزّت و بجلالم قسم است، كه شخص شرابخوارهاى، و سخن چينى، و زن بمزدى، و عسسى، و مخنّثى، و كفن دزدى، و مأمور گمركى، و قاطع رحمى، و قدرى مذهبى به آن داخل نميشود.
يا علىّ: از اين امّت ده طايفه بخداى عظيم كافر شدهاند؛ و آن ده طايفه عبارتند از نمّام، و ساحر، و زن بمزد، و كسى كه بحرام در دبر زنى مواقعه كند، يا با چهار پائى جمع شود، يا با محرم خود نكاح نمايد، يا براى انگيختن فتنه سعايت كند، يا بمردمان