ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٨٤ - باب ميراث خويشاوندان
شوهرش، و ثلث آن براى خاله و ما بقى براى عمّه است، و اين چنان است كه زن شوهر و پدر و مادر خود را باقى گذاشته باشد، پس براى شوهر نصف مال، و براى مادر ثلث مال، و براى پدر يك ششم آن منظور مىشود.
شرح: «اينكه گفته است: براى مادر ثلث است. از اين جهت است كه مادر حاجبى ندارد، زيرا مفروض اينست كه ميّت فرزند و برادرى ندارد، چرا كه اگر داشت، ديگر به عمّه و خالهاش ارثى نميرسيد و خداوند نصيب مادر را اگر بدون حاجب شد ثلث قرار داده است و فرموده: «فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ».
و اگر متوفّى خالوئى و خالهاى بجاى گذارد، مال بين آن دو تنصيف مىشود، و همچنين اگر پسر خالو و پسر خالهاى را بجاى بگذارد، مال بين آن دو تنصيف مىشود.
و اگر خاله مادر، و عمّه پدرش را بجاى گذارد، ثلث مال براى خاله مادر، و دو ثلث آن براى عمّه پدر است.
و اگر عمّى و خالوئى بجاى نهاد، ثلث مال براى خالو، و دو ثلث براى عمّ است.
و اگر پسر خواهرى مادرى، و دختر برادرى مادرى بجاى گذاشت، در اين صورت مال بين آن دو تنصيف مىشود، و همچنين است دختر خواهرى مادرى، و پسر برادرى مادرى، زيرا پسر و دختر از برادران مادرى در ميراث برابرند.
و اگر سه پسر خواهر مختلف بجاى گذاشت، سدس مال براى پسر خواهر مادرى،