ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٠٠ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
يا علىّ: اگر در «مقام محمود» قيام كنم، هر آينه براى پدرم، و مادرم، و عمويم، و برادرى كه در عصر جاهليّت داشتم شفاعت خواهم كرد.
يا علىّ: من پسر دو ذبيحم.
شرح: «مراد از دو ذبيح اسماعيل فرزند ابراهيم خليل الرّحمن عليهما السّلام است، و عبد اللَّه بن عبد المطّلب، و هر دو اسما ذبيحند نه رسما، و ما توضيحى در باره ذبح عبد اللَّه پدر رسول خدا ٦ در مجلّد چهارم باب قرعه دادهايم بدان جا مراجعه شود، و در روايت سليمان اعمش از امام صادق ٧ آمده است كه مراد از ذبيحين اسماعيل و برادرش اسحاق است زيرا وقتى كه اسماعيل سرافراز از امتحان بيرون آمد، و ميان فرشتگان سربلندى يافت اسحاق تمنّا كرد اى كاش من بجاى او بودم، خداوند فرشتگان را فرمود او را نيز ذبيح خوانيد، و عرب عمو را نيز پدر خواند، و قرآن نيز اسماعيل و اسحاق را پدران يعقوب گفته است».
يا علىّ: من حاصل دعاى ابراهيمم.
شرح: «ناظر است به دعاى ابراهيم در آيه شريفه: رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ- الآية.
يا علىّ: عقل چيزيست كه بوسيله آن بهشت بدست آيد، و خشنودى خداى رحمان بوسيله آن خواسته شود.
يا علىّ: نخستين مخلوقى كه خداوند عزّ و جلّ آن را خلق كرده، عقل است، پس چون آن را بيافريد، او را فرمود: به پيش آى. پس عقل به پيش آمد، سپس او را فرمود: واپس رو، پس واپس رفت، آنگاه فرمود: بعزّت و جلال خودم قسم آفريدهاى