ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٠٧ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
شرح: «خود پسند و آن كس كه داراى عجب است خود را بهترين و شايستهترين افراد مىشمرد لا جرم توقّع احترام و تعظيم بيشترى از مردم دارد و چون توقّع پيش سلامى و احترام از ديگران دارد و آنان وى را چندان كه خواسته اوست، تحويل نمىگيرند ناچار از مردم دور مىشود و بوحشت شديد مبتلا مىگردد».
يا علىّ: آفت سخن گفتن، دروغ، و آفت علم فراموشى، و آفت عبادت سستى، و آفت زيبائى خودپسندى و تكبّر، و آفت دانش حسد است.
يا علىّ: چهار چيز است كه بهدر ميرود: خوردن پس از سيرى، و چراغ در مهتاب، و كشت و كار در شورهزار، و احسان به نااهل.
شرح: «در صورتى كه چراغ در مهتاب اسراف باشد در نظر رسول خدا ٦ پس حال روشن نمودن شمع در روز در مشاهد مشرّفه معلوم است».
يا علىّ: كسى كه صلوات بر من را فراموش كند در حقيقت راه بهشت را گم كرده است.
يا علىّ: زنهار كه سجده را بمانند منقار بر زمين زدن كلاغ بجا نياورى و در آن بمانند شير اعضاء خود را بر زمين نگسترى.
يا علىّ: هر آينه اگر دست خود را تا مرفق بدهان اژدها برم، براى من خوشتر از آنست كه از نوكيسهاى چيزى بخواهم.