ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٠٢ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
صدق را جز با وفاء، و فقه را جز با پارسائى، و صدقه را جز با نيّت، و زندگى را جز با تندرستى، و وطن را جز با امنيّت و مسرّت خيرى نيست.
يا علىّ: از گوسپند هفت چيز حرام شده است: خون، و نرى، و مثانه، و نخاع، و غدّهها، و سپرز، و زهره.
يا علىّ: در چهار چيز چانه مزن: در خريدن قربانى، و كفن، و برده، و كرايه مركب براى سفر مكّه.
يا علىّ: آيا شما را از شبيهترينتان در جهت خلق بخودم باز نگويم؟ گفت: آرى يا رسول اللَّه. فرمود: شبيهترين شما بمن خوشخوى ترين، و بردبارترين، و خوشرفتارترين شما بخويشاوندانش و منصفترين شما در داورى راجع بخويشتن است.
يا علىّ: امّت من بهنگام سوار شدن بكشتيها چون اين بيان الهى را بخوانند بيگمان در امانند:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ: وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ. بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ»
«بنام خداوند بخشنده مهربان، و مشركين قدر و منزلت خدا را چنان كه حقّ شناختن است نشناختهاند، در صورتى كه همگى زمين بروز قيامت در قبضه قدرت او، و آسمانها درنورديده بدست تواناى او است. و منزّه و