ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٨٥ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
يا علىّ: سه چيز است كه مردم طاقت آن را ندارند: مواسات با برادر در مال خود، و دادن داد مردم از وجود خود، و ذكر خدا در همه حال، و اين ذكر خدا
«سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه أكبر»
نيست، بلكه آنست كه چون در برابر چيزى كه بر او حرامست واقع شود از خداوند عزّ و جلّ در باره آن بترسد، و آن را ترك كند.
يا علىّ: سه گروهند كه اگر چه به آئين انصاف با ايشان رفتار كنى بر تو ستم ميكنند: فرومايگان، و خاندان، و خدمتكارت. و سه گروهند كه حقّ خود را بسنگ تمام از سه گروه نميستانند: آزادى از بردهاى، و عالمى از جاهلى، و نيرومندى از ناتوانى.
شرح: «مراد از صدر كلام بيان روحيّات آن افراد است به حقيقت و واقع، نه آنكه تجويز ترك انصاف باشد، بدين معنى كه اينان چون اين چنين هستند لذا انسان لابد و ناگزير است با ايشان به مدارا و صبر و نرمى رفتار كند، و آزار آنها را تحمّل نمايد، و مراد به ذيل كلام آنست كه نمىسزد كه با اين گروه مردم سختگيرى كرد، چون در مرتبه ادنى هستند و درجه سوّم جامعه بشمار ميروند».
يا علىّ: هفت صفت است كه چون در وجود كسى گرد آيد حقيقت ايمان را بكمال يافته است، و درهاى بهشت بروى او باز است: كسى كه وضوى خود را شاداب سازد، و نمازش را نيكو بجاى آورد، و زكات مالش را بپردازد، از خشم خود جلوگيرى كند، و زبانش را زندانى سازد، و از گناهانش آمرزش بطلبد، و شرط پيروى و دوستى