ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٦٣ - باب ميراث مجوس
پدرى او است تعلّق ميگيرد، زيرا با وجود والدين برادران و خواهران ارث نميبرند.
و اگر دختر دختر بعد از مرگ پدر بميرد، او مادرش را كه خواهر پدرى او است بجاى نهاده است، و تركهاش براى مادرش از جهت مادر بودن او است، ولى از جهت خواهر بودن چيزى به او تعلّق نميگيرد.
و اگر مردى مجوسى با دخترش ازدواج كند، و آن دختر براى او دخترى بياورد، و آنگاه دختر دخترش را بهمسرى بگيرد، و او نيز دخترى برايش بياورد، و پس از آن مرد مجوسى بميرد، در اين صورت هر يك از آنها يك ثلث از تركه را به ارث ميبرد، پس اگر اوّلين دخترى كه مجوسى با او ازدواج كرده است بميرد، مال بدخترش يعنى دختر وسطى ميرسد، و اگر دختر وسطى بعد از مرگ پدرش بميرد سدس مال بمادرش يعنى بدختر اوّلى و نصف آن بدختر سوّمى يعنى آخرين ميرسد، و باقى بحساب سهام اين دو ميان ايشان به عنوان ردّ توزيع، و اگر آنكه مرده سوّمين باشد و دختر اوّل بجاى مانده باشد همگى مال بمادرش يعنى بدختر وسطى ميرسد، و دختر اوّلى ساقط مىشود، زيرا كه او از يكسو- خواهر و از ديگر سو جدّه است، و در صورت بودن مادر، خواهر ميراثى ندارد.
و اگر مردى مجوسى با دختر خود ازدواج كند، و دو دختر از او بياورد، و آنگاه يكى از آن دو را بزوجيّت بگيرد و اين يك براى او دخترى بياورد، سپس آن مرد بميرد، مال در ميان ايشان بچهار قسم مساوى قسمت مىشود، و از طريق تزويج چيزى