ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٦٤ - باب ميراث مجوس
به ايشان نميرسد، پس اگر آن دخترى كه در مرحله اخير با او ازدواج كرده است، بميرد، دخترش و مادرش و خواهرش را كه جدّه دختر او است، از خود بجاى نهاده است، و در اين صورت نصف مال بدخترش، و سدس آن بمادرش ميرسد، و ما بقى آن بنسبت سهامشان به ايشان مردود ميگردد، و آن خواهر كه جدّه است بهرهاى ندارد.
پس اگر مردى مجوسى با مادر خود ازدواج كند، و دخترى از او بياورد، سپس با آن دختر ازدواج كند، و پسرى از او بياورد، و آنگاه بميرد، سدس مال براى مادرش، و ما بقى براى دختر و پسر است كه بقاعده «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» بين آن دو قسمت مىشود. پس اگر مادرش بعد از او بميرد، مال براى آن دختريست كه مجوسى با آن ازدواج كرده، و با بودن دختر، پسر دخترش بهرهاى ندارد، ولى اگر مادرش نميرد، بلكه بعد از مجوسى دختر اوّلش بميرد، در اين صورت سدس مال براى مادر او است كه وى مادر مجوسى است[١]، ما بقى آن براى پسر است، و اگر بعد از مردن پدر پسر بميرد، و مادرش زنده باشد، و مادر مجوسى در قيد حيات باشد، مال بطور كلّى براى مادر او است، و براى مادر مجوسى بهرهاى نيست.
و اگر مرد مجوسى با مادرش ازدواج كند، و پسرى و دخترى از او بياورد، سپس
[١] در كلام سهوى روى داده و در عبارت متن غفلت شده، و در ترجمه صحّت معنى رعايت گشته