ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٦٧ - باب نوادر و مطالب متفرقه مربوط بمواريث
و بناء، و چوب و نى متعلّق به ايشانست، ولى ايشان از زمين و باغ و ملك بهرهاى ندارند، گفتم: پس لباسها؟ فرمود: لباس متعلّق بخود ايشانست، گفت: گفتم: پس چگونه چنين شده است (و چرا بهره زن از زمين فرو كاسته است و زن از ضياع و عقار محروم گشته است) در صورتى كه خدا در موردى ثمن، و در موردى ديگر ربع تركه را بنام او كرده است؟ امام فرمود:
اين بدان جهت است كه زن پيوند نسبى با خانواده شوهر ندارد، كه با تمسّك به آن ارث ببرد بلكه او عنصر بيگانهاى است كه در جمع صاحب نسبان داخل شده، و وضع زن در اين مرحله بدان جهت چنين شده است كه نتواند بوسيله ازدواج جديد پاى شوهر تازهاش را، كه فرزند قومى ديگر است بخانواده باز كند، و براى قومى كه در ملك و باغ خودشان زندگى و فعاليّت ميكنند مزاحمتى بوجود آورد.
شرح: «بايد اين مطلب را توجّه داشت كه اين حكم كه زن از زمين خانه مسكونى ارث نمىبرد و از ساختمان نيز قيمت آن را طلبكار مىشود، در جايى است كه خود حقّى در تهيّه و ساختن آن نداشته باشد، و زن و شوهرى كه با معاونت يك ديگر زمينى تهيّه كردهاند- مثل اينكه از طريق دولت بعنوان اينكه داراى فرزند هستند گرفته باشند يا از طريق ديگر بدست آورده باشند- و با معيّت و يارى يك ديگر و گرفتن وام بنائى را براى سكونت خود و فرزندانشان بالا برده باشند بقسمى كه اگر فعاليّت و پشتكار زن در تهيّه مخارج آن نبود خانهاى نبود، اكنون كه در آن سامان گرفته و مرد از دنيا ميرود، حقّ زن در آن خانه محفوظ است، و حكمش غير از آنست كه گفته شد، زيرا زن خود نحوه شركتى در آن خانه دارد هر چند قباله و سند بنام مرد است، و نبايد اين موارد را مشمول حكم عدم ارث از اراضى و ساختمان دانست، بلكه آن حكم در موردى است كه مرد بدون هيچ گونه دخالت زن زمينى تهيّه كرده و خانهاى ساخته يا ساخته آن را خريدارى كرده و يا بارث برده و زن كوچكترين زحمتى