ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠٩ - باب وقف و صدقه و عطيه و هبه
بر ميداشته است، پس چون آن حضرت بسراى رحمت الهى رحلت فرمودند عبّاس در باره اين بوستانها بمخاصمه با فاطمه عليها السّلام برآمد، تا على ٧ و ديگران شهادت دادند كه آن بوستانها وقف بر آن خاتون است.
آنچه در باره نام يكى از اين هفت بوستان شنيده شده «ميثب» است، ولى من از سيد ابو عبد اللَّه محمد بن حسن موسوى- أدام اللَّه توفيقه- شنيدم كه ميگفت: آن بوستان نزد ايشان معروف به «ميثم» است.
شرح: «اين شخص همان كسى است كه مؤلّف بدرخواست او كتاب من لا يحضره الفقيه را تأليف كرده است».
٥٥٨٠- و محمّد بن علىّ بن محبوب، از محمّد بن فرج، از علىّ بن معبد روايت كرده است كه گفت: محمّد بن احمد بن ابراهيم در سال دويست و سى و سه طىّ نامهاى از آن امام ٧ در باره مردى سؤال كرده است كه وفات يافته، و همسرى و پسرانى و دخترانى از خود بجاى نهاده، و غلامى را براى ايشان باقى گذاشته است كه او را بمدّت ده سال براى ايشان وقف كرده، و مقرّر داشته است كه پس از انقضاى ده سال آن غلام آزاد باشد. اكنون سؤال من- خدا مرا فداى تو كناد!- اينست كه آيا براى ورثه در حالت اضطرار فروختن چنين غلام، در صورتى كه چنان باشد كه براى تو وصف كردم جايز است؟
امام ٧ نوشت: تا فرا رسيدن وقت شرطش او را نميفروشند، مگر در