ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١١٠ - باب وقف و صدقه و عطيه و هبه
صورتى كه به اين كار اجبار و اضطرار داشته باشند، كه در اين صورت فروختنش براى ايشان جايز است.
شرح: «اين خبر را حمل كردهاند به بيع خدمتش مراد از بيع را صلح يا اجازه دانستهاند، ولى سخت بعيد مىنمايد».
٥٥٨١- و محمّد بن أبى عمير، از عمر بن أذينه روايت كرده است كه گفت:
من حاضر و ناظر دادگاه ابن أبى ليلى بودم، آنگاه كه وارثان و خويشاوندان مردى كه مال الاجاره خانهاش را، بىآنكه وقتى براى آن تعيين كند، بيك تن از خويشانش اختصاص داده، و آنگاه وفات يافته بود نزد او بدادخواهى آمده بودند. ابن أبي ليلى گفت: رأى من اينست كه مال الإجاره آن خانه را بهمان صورت كه صاحب آن واگذاشته است واگذاريم، محمّد بن مسلم ثقفى گفت: آگاه باش كه علىّ بن- ابى طالب ٧ در همين مسجد حكمى بر خلاف حكم تو صادر كرد. قاضى گفت: تو از كجا دانستهاى؟ محمّد بن مسلم گفت: از امام ابو جعفر باقر محمّد بن علىّ عليهما السّلام شنيدم كه ميگفت: علىّ ٧ به بازگرداندن ملك حبيس بورثه، و اجراء مواريث حكم كرد. ابن أبى ليلى گفت: اين حكم در كتابى نزد تو موجود است؟ گفت: آرى. قاضى گفت: آن را نزد من آور. محمّد بن مسلم گفت: به اين شرط كه در آن جز به ابن حكم ننگرى گفت: اين شرط را براى تو مىپذيرم. راوى گفت:
محمّد بن مسلم آن كتاب را حاضر كرد، و حديث منقول از امام ابو جعفر ٧ را