ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٩١ - باب نوادر و اخبار متفرقه مربوط بوصايا
بهوش آمد، فرمود: هفتاد دينار به حسن بن علىّ بن علىّ بن الحسين- معروف به افطس- بپردازيد. گفتم: آيا به آن مردى كه با كارد بزرگ و خنجر [بقصد كشتنت] بر تو حمله برده عطيّه مىبخشى؟! فرمود: واى بر تو! آيا قرآن را نمىخوانى؟
گفتم: چرا، فرمود آيا نشنيدهاى كه خداوند عزّ و جلّ ميگويد: «كسانى كه آنچه را خدا امر به پيوستنش فرموده است مىپيوندند، و از پروردگارشان بيم همى دارند، و از بدى حساب ميهراسند».
شرح: «آيه مباركه در مورد وصف مردمان شايسته و خردمند است كه اعمالشان موجب رضايت و خشنودى خداوند است و جزاى آن عاقبت بخيرى و بهشت جاودانه خواهد بود چنان كه در سوره رعد آيه ٢٣ آمده است».
٥٥٥٢- و ابن أبى عمير، از عمّار بن مروان روايت كرده است، كه گفت: به امام صادق ٧ معروض داشتم: پدرم را ساعت مرگ فرا رسيد، او را گفتم:
وصيّت كن، گفت: اين پسر منست- و اشاره به عمر داشت- پس هر كار كه او بكند جايز و نافذ است. امام صادق ٧ فرمود: پدر تو مختصر و مفيد وصيّت كرده براى شما چنان و چنين وصيّت كرده است فرمود: انجام ده، گفتم: وصيّت كرده كنيزى با ايمان و عارف بحقّ اهل بيت را آزاد كنيم، ولى وقتى او را آزاد كرديم معلوم شد كه او از نكاح شرعى نيست فرمود: براى او كفايت كرد زيرا اين مثل كسى است كه قربانى را بشرط فربه بودن بخرد، ولى آن را لاغر بيابد، و همان او را كفايت كرده است.