ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥١٤ - راويان احاديث كتاب و شناخت طريق مؤلف به آنان
صاحب جامع الرّوات نيز از منهج المقال مثل آن را ذكر نموده است.
و آنچه نظر ما است هم در باره تفسير و هم در باره مؤلّفش، اينست كه اختلاف را رها كنيم و بخود تفسير مراجعه كرده تا حقّ ظاهر شود، در اين تفسير موجود كه ثابت نيست همان باشد كه مصدر صدوق- عليه الرحمة- بوده مطالب درستى هست كه نسبتش را بمعصوم ميتوان داد چون با اصول مذهب و كتاب و سنّت و عقل سازگار است، و مطالبى نيز هست كه با تأويل و توجيه و تكلّف ميتوان آن را با اصول مذهب توفيق داد، و مطالبى هم هست كه بهيچ وجه نمىتوان آن را بمعصومين نسبت داد نه تنها به معصومين عليهم السّلام بلكه حتّى به يك فرد مسلمان امامى مذهب كه به اصول اماميّه پاى بند باشد نميتوان نسبت داد، براى نمونه يكى دو مثال آورده مىشود: مثلا گويد: «هنگامى كه ابو جهل از رسول خدا ٦ خواست كه اگر تو براستى پيغمبرى بخواه كه صاعقهاى اكنون فرود آيد و مرا بسوزاند و صاعقه نيامد، رسول خدا ٦ باو فرمود: اى ابا جهل جز اين نيست كه خداوند به يك علّت عذاب را از تو برداشت، و آن اينست كه از صلب تو ذرّيّه طيّبهاى بدنيا خواهد آمد و او عكرمه فرزند تو است، و بزودى امور مسلمانان را در دست خواهد گرفت و چنانچه رعايت فرمان خدا را بكند در نزد او جليل و بزرگ خواهد بود كه اگر اين سبب نبود هر آينه عذاب بر تو نازل مىشد». و بايد دانست كه اين ذرّيّه طيّبه را ارباب تاريخ و تراجم جزء دشمنان سرسخت رسول خدا ٦ نام بردهاند و گويند: «كان شديد العداوة لرسول اللَّه ٦ في الجاهليّة» و اسد الغابه گويد: «و من أشبه أباه فما ظلم» هر كس به پدرش مشابه باشد ستم نكرده، و ويرا در جاهليّت در دشمنى رسول خدا همگام پدرش همى دانند، و در غزوه احد فرمانده ستون چپ لشكر مشركين بوده، و در غزوه بدر چند تن از مسلمانان را بقتل رسانيده كه از جمله آنها رافع بن معلّى بن لوذان است، و دشمنى اين ذرّيّه طيّبه با امير المؤمنين ٧ براى آنان كه با تاريخ اسلام آشنايند محلّ ترديد نيست، و توجيه باينكه مراد فردى از نسل عكرمه است بىوجه است زيرا علماء انساب و ارباب سير جملگى نصّ صريح دارند كه وى پس از خود كسى را نگذاشت و گويند: «ليس