ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤١٤ - راويان احاديث كتاب و شناخت طريق مؤلف به آنان
در زمان رسول خدا ٦ آمده است،
پس روايت كردهام آن را از احمد بن- حسن قطّان كه گويد حديث كرد ما را حسين بن محمّد بن صالح كه گفت: حديث كرد ما را عمر بن خالد مخزومى كه گفت حديث كرد ما را از ابو نباته از محمّد بن موسى از عمارة بن مهاجر، از امّ جعفر و امّ محمّد دختران محمّد بن جعفر از اسماء بنت عميس و او جدّه و مادر بزرگ آن دو بود، و نيز روايت كردهام آن را از احمد بن محمد بن اسحاق كه گفت: حديث كرد مرا حسين بن موسى النخّاس كه گفت: حديث كرد ما را عثمان بن أبى شيبه كه گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن موسى از ابراهيم بن- الحسن از فاطمه بنت الحسين از اسماء بنت عميس.
توضيح: «رجال طريق در هر دو سند از روات عامّهاند، و ظاهرا مؤلّف براى احتجاج از طريق آنان در اين كتاب آورده و در كتاب علل الشرائع طريقش با اين دو طريق مغاير است، و اسماء بنت عميس خثعمى زوجه جعفر بن ابى طالب بوده و بهمراه وى بحبشه مهاجرت كرده است و پس از مرگ و شهادت جعفر بزوجيّت ابو بكر درآمد و پس از وى زوجه امير المؤمنين ٧ گشت، وى داراى كتاب نيست تا اينكه بگوئيم صدوق- رحمه اللَّه- طريق خود را به كتاب او گفته است بلكه طريق خود را در روايت ردّ شمس در اينجا ذكر نموده است».
و آنچه در آن از جويرية بن مسهر در ردّ شمس براى امير مؤمنان ٧ بعد از وفات رسول خدا ٦ آمده است، پس روايت كردهام آن را از پدرم و